تبليغاتX
تاملات

کفر کفر است ، اگر مسجد اگر قرآن است

اين عكسها با مقداري حذفيات در سايت آينده نيوز درج شده است. البته قطعا يك فهم ساده رسانه اي به شما مي گويد كه منظور اين عكس ها تخفيف احمدي نژاد در برابر سران نفاق است كه سابقه اي كذا داشته اند. اما شاعر انقلابي كار ما را ساده تر كرده است. محمد كاظم كاظمي شاعر افغاني كه خدايش عمر طولاني بر همين صراط اسلامي انقلابي دهاد!
اين سايت كه منافقانه و مزورانه از موضع رهبري و امام كمر به قتل خط انقلاب و حزب الله بسته است. دست اندركاران نفتي اين سايت تلاش بي فايده اي را براي ساختن چهره اي انقلابي و حزب اللهي از هاشمي رفسنجاني دارند... بيش از حد توضيح دادن حاشيه زدن عكس ها با شعر عبث مي كند! هر چند اين سايت و خط منافقانه اش براي اهل بصيرت پوشيده نيست، ولي بي پاسخ ماندن، گردن كشي هايش و شيطنت هايش، از عدالت به دور است!

اين چند بيت اول كه خطاب به سايت آينده نيوز است كه حالا حالاها با آن كار داريم:

اي جماعت نه اگر بيش ، كمي عار كنيد

كي شما روزه گرفتيد كه افطار كنيد

سرفرازي نه متاعي است كه ارزان برسد

سحر آن نيست كه با بانگ خروسان برسد

سحر آن است كه بيدار شود اقيانوس

سحر آن است كه خورشيد بگويد نه خروس


تصاویر:هاشمی،موسوی واحمدی نژاددرجبهه

كفر كفر است اگر مسجد اگر قرآن است

خصم خصم است اگر بوذر اگر سلمان است

 

دل مبنديد كه صد فتنه در اين پنهان است

اين همان قصه اسلام ابوسفيان است

 

هر كه با عذر و بهانه است ، خداحافظ او

هر كه پابسته خانه است ، خداحافظ او

 

با چنين بي‌نفسان حرف و سخن بيهوده است

ما نمي‌ميريم پس فكر كفن بيهوده است

 

محو فرعون مشو نیل شدن آسان است

سنگ پیدا کن ابابیل شدن آسان است

مرتبط:شعری برای سوم تیر
هاشمی از اول خسته بود

انقلاب باید فرزندان خود را بخورد

دوستان رجانیوز در لینک کردن مطالب انتقادی کمتر اهتمام دارند، نه اینکه اصلا نداشته باشند. لذا جهت سوء استفاده از لینکشان مطلب خود را در همین پست دوباره لینک می دهیم:

احمدی نژاد هیچ کاره است! چگونه یک عمل خالصانه از بین می رود؟

ظاهرا این خط انحراف آینده، هوشیاران دیگری هم دارد:

 

+ نوشته شده در نهم مهر 1388ساعت 1:45 توسط مجید بذرافکن |

صندلی های خالی سازمان ملل، خالی تر باد!


دلمان و قلبمان زخمی و غمین و غصه مند از اقدامات احمدی نژاد است، خب باشد! حراممان باد اگر نگوییم که بعد از اتفاقات اخیر در انتخابات ریاست جمهوی که دعوا بر سر تأویل انقلاب و تفسیر مکتب امام شد، غلط پنداشتم که تکرار سخنان امام و کلیات و اصول را لزومی نیست. لذا باید به سخنان مفسر کبیر انقلاب و خط امام حضرت آقا برویم! اما وقتی حرامزداگی و بی صفتی سیاسی و بی مروتی برخی داخلی ها را می بینم که به اسم انقلاب و امام چه وقیحانه، اصول و محکمات انقلاب را به سخره می گیرند و بهانه شان را احمدی نژاد قرار داده اند، اول در دل نفرینی به احمدی می کنم و بعد تیغ تند کلام امام را به سوی منافقان و خناسان نشانه می روم!

۱. ملت عزیز ما که مبارزان حقیقی و راستین ارزشهای اسلامی هستند، به خوبی دریافته اند که مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست. و آنها که تصور می کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه اند و آنهایی که تصور می کنند سرمایه داران و مرفهان بی درد با نصیحت و پند و اندرزمتنبه می شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می کنند آب در هاون می کوبند. بحث مبارزه و رفاه و سرمایه، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است که هرگز با هم جمع نمی شوند. و تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بی بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلابها هستند.

خمینی کبیر2. نکته مهمی که باید همه ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قراردهیم این است که دشمنان ما و جهان خواران تا کی و تا کجا ما را تحمل می کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند. به یقین آنان مرزی جز عدول از همه هویتها و ارزشهای معنوی و الهیمان نمی شناسند. به گفته قرآن کریم، آنها هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما برنمی دارند. مگر اینکه شما را از دینتان برگردانند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیست ها و آمریکا و شوروی در تعقیبمان خواهند بود تا هویت و شرافت دینی مان را لکه دار نمایند.

3. بعضی مغرضین ما را به اعملا سیاسیت نفرت و کینه توز ی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرارمی دهند و با دلسوزی های بی مورد و اعتراضهای کودکانه می گویند جمهوری اسلامی سبب دشمنی ها شده است و از چشم غرب و شرق افتاده است! که چه خوب است این سوال پاسخ داده شود که ملتهای جهان سوم و مسلمانان، و خصوصاً ملت ایران، در چه زمانی نزد غربی ها و شرقی ها احترام و اعتبار داشته اند که امروز بی اعتبار شده اند!

4. اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین-علیهم السلام- را بادستهای خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهان خواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند؛ ولی در همان حدی که آنها آقا باشند و ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند و ما ضعیف و آنها ولی و قیم باشند و ما جیره خوار و حافظ منافع آنها. نه یک ایران با هویت ایرانی- اسلامی، بلکه ایران یکه شناسنامه اش را آمریکا و شوروی صادرکند. ایرانی که شناسنامه اش را آمریکا و شوروی صادر کند ایرانی که ارابه سیاست آمریکا و شوروی را بکشد.

5. قدرت‏ها و ابر قدرت‏ها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خمينى يكه و تنها هم بماند به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت پرستى است ادامه مى‏دهد و به يارى خدا در كنار بسيجيان جهان اسلام، اين پا برهنه‏هاى مغضوب ديكتاتورها، خواب راحت را از ديدگان جهانخواران و سرسپردگانى كه به ستم و ظلم خويشتن اصرار مى‏نمايند سلب خواهد كرد .

فرازهایی از پیام قطع نامه

6. ما بايد در صدور انقلابمان به جهان كوشش كنيم و تفكر اينكه ما انقلابمان را صادر نمى‏كنيم كنار بگذاريم، زيرا اسلام بين كشورهاى مسلمان فرقى قائل نمى‏باشد و پشتيبان تمام مستضعفين جهان است از طرفى ديگر تمام قدرت‏ها و ابر قدرت‏ها كمر به نابودى‏مان بسته‏اند و اگر ما در محيطى در بسته بمانيم قطعا با شكست مواجه خواهيم شد.ما بايد حسابمان را صريحا با قدرت‏ها و ابر قدرت‏ها يكسره كنيم و به آنها نشان دهيم كه با تمام گرفتارى‏هاى مشقت بارى كه داريم، با جهان برخوردى مكتبى مى‏نمائيم.

پيام امام خمينى به مناسبت سال جديد 1359



آن چه که احمدی نژاد در تریبون سازمان ملل هر ساله گفته و می گوید، چیزی جز بیان و بنان انقلاب نیست، هر چند قصه عمل در جای خود باقی است. اما واکنش دشمنان قسم خورده انقلاب و حامیان خرده ریز و بی خاصیت ریز و درشتان، جز بر ایمان ما در درستی راه و مکتب مان نمی افزاید! البته این مصادیقی که در ذیل خواهد آمد از بوقهای حرامزاده و حرام لقمه ای است که از زنای سیاست و نفت بدست آمده اند! هر چند صاحبان آنها در گوشه و کنار این حقد و کینه را بیرون می ریزند ولی زحمت ما را برای جستن این رگه های نفاق عملی و نظری ساده تر کرده اند!

مرتبط:

سخنان احمدی نژاد در سازمان ملل مهر ۸۸

نمونه هایی از خناسی:

عکس‌های حاشیه سخنرانی رئیس‌جمهور در سازمان ملل؛ وقتی لبنان هم در سالن نیست

سفر نیویورك بر فضای كشور تأثیر مثبت خواهد گذاشت

احمدی‌نژاد هنگام سخنرانی اوباما، جلسه را ترک نکرد

هولوکاست؛ بخش غایب سخنرانی احمدی‌نژاد در سازمان ملل

شش نکته احمدی‌نژاد برای جهانیان (تیتری است که خبر آنلاین برای متن کامل سخنرانی رئیس جمهور گرفته است)

جناب آینده نیوز یک سوال ساده احتمالا از بنده و امثال این نوشته کرده است: http://www.ayandenews.com/news/13111/

جواب سوال: من که جوابی ندارم! توضیح دادن واضحات برام بسیار سخت است!


مطلب خیلی مرتبط:

احمدی نژاد هیچ کاره است!



بعضى از ظلمها، بعضى از كارها هست كه نتيجه و اثر آن دامن همه، نه فقط دامن آن ظالم را ميگيرد! ۱. اين دستاوردها كه مفت به دست نمى‏آيد. تا ملتى فداكار نباشد، تا ملتى بااراده و مصمم نباشد، كه اين چيزها به دست نمى‏آيد. ما بيائيم به خاطر دشمنى با زيد و عمرو و اين دولت و آن دولت و مسئولين اجرائى يا مسئولين كذا و كذا، اصل نظام را زير سؤال ببريم؛ سياه‏نمائى كنيم! كارى كه متأسفانه بعضى از نخبگان سياسى ميكنند.

۲. وقتى رحمت الهى براى ما پيش خواهد آمد كه مواظب و مراقب خودمان باشيم؛ مراقب حرف زدنمان، مراقب اقدام كردنمان، مراقب تبليغاتمان. اين فضاى بى بند و بارى در حرف زدن، در اظهارات عليه دولت، عليه كى‏ به خاطر اغراض، اينها چيزهائى نيست كه خداى متعال از اينها به‏آسانى بگذرد. آن وقت كسانى خطا ميكنند، خداى متعال «و اتّقوا فتنة لا تصيبنّ الّذين ظلموا منكم خاصّة»! بعضى از ظلمها، بعضى از كارها هست كه نتيجه و اثر آن دامن همه، نه فقط دامن آن ظالم را ميگيرد! ديدار مسئولان و كارگزاران حج 15/8/1387

(گوش کنید +)

وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمْ خَآصَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ

انفال ۲۵

و از فتنه‏اى بترسيد كه تنها دامن ستمگران شما را نمى‏گيرد، و بدانيد كه خداوند سخت كيفر است!

تفسیر اطیب البیان +:

در اين آيه مي خواهد همه مؤمنان را از فتنه اي كه مخصوص به ستمكاران از ايشان بوده و مربوط به كفار ومشركان نيست ، بيم دهد و بگويد كه اثر اين فتنه همه را در بر خواهد گرفت ،پس واجب است كه همه با امر به معروف و نهي از منكر به قطع ريشه آن فتنه بپردازند.

تا اختلافات داخلي كه وحدت ، آنها را تهديد مي كند و باعث فرقه فرقه شدن آنهامي شود، از بين برود، چون در غير اين صورت هر دسته اي كه غالب شوند، زمام امور را بدست مي گيرند و مسلم است كه اين غلبه ، غلبه فساد است نه غلبه كلمه حق و دين حنيفي كه خداوند همه مسلمانان را در آن شريك ساخته، پس فتنه همان اختلاف و تفرقه بين امت است كه آثار آن گريبانگير همه مردم مي گردد.

اختلاف در مورد امري كه تمامي امت حقيقت امر را مي فهمند، اما يك گروه از قبول آن سرپيچي نموده و آگاهانه به ظلم و منكر اقدام مي كنند و آن گروه ديگرهم كه حقيقت امر را قبول كرده اند آنها را نهي از منكر نمي كنند و لذا آ ثار سوء آن دامنگير همه امت خواهد شد.

احمدی نژاد یک رسانه است

هاله مکدرتردید،هاله مجهول نور!

 ما ابرقدرت هستیم!  امام خمینی

ما برای عبور از احمدی نژاد شعار می دهیم!

+ نوشته شده در دوم مهر 1388ساعت 13:7 توسط مجید بذرافکن |

احمدی Bye Bye

باسمه تعالي


آقاي احمدي نژاد خداحافظ!

سلام آقاي احمدي نژاد!


 سال 84 به يكباره آمدي و ما سال ها بود از همه چيز نااميد شده بوديم، در ناصيه ي شما اعتقاد راسخ به اسلام، انقلاب و ولايت روزنه اي از اميد را د دلمان روشن كرد. فكرش را بكن؛ بعد از هشت سال حاكميت اصلاح طلبان، مجلس ششم، كارگزاران، كوي دانشگاه، روزنامه هاي زنجيره اي، تحقير حزب الله، آبروريزي هاي پي در پي بين المللي، فشار به ولايت و... حالا كسي آمده كه به هيچ كس بدهكار نيست...دست آقا را مي بوسد...كت و شلوار نمي پوشد...مي گويد نوكر محرومين است...تكبر ندارد...اهل زد و بند نيست... ما به همين راحتي ها شيفته مي شويم... اصلاً اين عادت آدم هاست كه از ديدن خوبي ها زود ذوق مي كنند...فألهمها فجورها و تقواها.......


چهار سال فحش خورديم و دفاع كرديم. نوشتيم. گفتيم. فرياد زديم. از اين سخنراني به آن سخنراني، شده بوديم سخنگوي شما. ديگر گوشت هم گران مي شد به من زنگ مي زدند! چه برسد به كردان...به مشائي...به... كاش بودي سر كلاس هاي آخر ترم كه دانشجوهاي دانشگاه هنر مي پرسيدند به چه كسي رأي مي دهي و من كه پاسخ مي دادم با تعجب نگاهم مي كردند و حرفهايي ميزدند! راستش دست آقا را ديديم كه روي سر شماست و لبخندش را كه راضي است. سخنان دوم شهريور پارسالش همه ي شك و ترديدهايمان را گرفت و ما را كرد يكپارچه سرباز براي دفاع و حمايت از شما... نه از تو كه از ولايت، از علي.


ذوق و شوقمان در روزهاي منتهي به انتخابات صد چندان شد. مصلّي امام خميني(ره) را كه ديدي؟ چند صد هزار نفر مشتاق: دانشجو، بسيجي، كارگر، بدحجاب، پدر شهيد، همه بودند. چقدر گريه كردم وقتي كه مادر شهيد صياد شيرازي براي تو دعا ميكرد و رضازاده كه فرياد مي زد يا ابالفضل. مطمئن بودم اينبار هم برنده اي. مگر ميشود كه برنده نباشي؟ آنهمه عشق و اشتياق كه مردم محروم و نجيبمان در سفرهاي استاني به پايت ريخته بودند مايه ي دلگرمي مان بود. ومن مطئن بودم كه تعداد روستائيان و محروماني كه در اين 4 سال به اعتقاد راسخت به خدمت مطمئن شده اند خيلي بيشتر از تهران نشين هاي خوش نشين و سبز پوش است.


به تو رأي داديم. و تا قيام قيامت از رأيم دفاع خواهم كرد. رأي دادم چون چهره ي نفاق را در جبهه ي طرف رقيبت ديده بودم و دندان هاي هار كينه توزاني را كه براي دريدن جامه ي ولايت بهم فشرده شده بودند. رأيم را پس نخواهم گرفت. فرزندان روح الله آموخته اند در هر زماني به تكليفشان عمل كنند و تكليف ما ، بدون هيچ ترديدي، رأي دادن به تو بود كه خط امام و انقلاب را احيا كرده بودي و پس از سال ها آبروريزي دوباره در جهان آبرومندمان كرده بودي.

آقاي احمدي نژاد!

طعم خوش پيروزي گفتمان امام در وانفساي نفس پرستي هاي پس از انتخابات، زهرمان شد. مرديم از دلواپسي براي انقلاب و مريض شديم از خون دل خوردن. در نماز جمعه با آقايمان گريستيم...در تنهايي مسببانش را لعنت كرديم و شبها پاي اخبارهاي خارجي دندان هايمان از دروغ ها و هتاكي ها بهم مي سابيديم. 


شده بوديم مرغ سر كنده...آش نخورده و دهن سوخته...از دوست و رفيق فراري و از خودمان حتي متواري كه اين بزرگان ريش سفيد و استخوان تركانده ي انقلاب چرا ساكت اند و آقا چرا اينقدر تنهاست.


بيانيه پشت بيانيه، دروغ پشت دروغ، تهمت سر تهمت، و فاصله ها روز بروز بيشتر و بيشتر. دلخوشيمان اين بود كه دولت اسلامي خواهد آمد و اين تو بميري ها نه از آن تو بميري هاي گذشته است. هر وقت در جر و بحث هاي دانشجويي درباره برخي اعضاي كابينه مورد سوال قرار مي گرفتم مي گفتم: «دست دولت اسلامي خالي است. ما بايد نيرو تربيت كنيم. قرار نيست كه مثل تكنوكرات ها عمل كنيم. انشاءالله كابينه دهم كابينه اي مطلوبتر خواهد بود» و اميد داشتم كساني چون الهام و باقري لنكراني و فتاح و محسني اژه اي بازهم پيدا شوند...بالاخره قرار بود رويش داشته باشيم...ساده زيست، خلاق و پركار، ولايي...


ماجراي تعلل شما را در عزل مشائي كه يادتان هست؟ اين اولين باري بود كه هيچ پاسخي براي توجيه شما پيدا نكردم و سرافكنده شدم. ديگر براي رجانيوز و روزنامه ايران يادداشت ننوشتم...وبلاگم را آپ نكردم... سخنراني هم نرفتم...بعدتر ها چيزهاي جديدتري هم رخ داد. برايم پيغام آوردند كه برخي اساتيد اخلاق گفته اند براي شما دعا كنيم! يعني كار به اينجا كشيده است؟!


آقاي احمدي نژاد! 


شنيده هاي پشت پرده را نمي گويم...بگذار پشت پرده بماند. ولي بدان زير تيغ سوال هاي رفقا درمانده مان كردي. سرمان را نمي توانيم بالا بياوريم. كابينه ي جديد را كه معرفي كردي بهت زده شديم. نه از آمدن جديدها –مباركشان باشد- بلكه از رفتن كساني كه مايه ي اميدواريمان بودند. بسلامتي معاون اولتان را هم كه ديروز پريروز منصوب كرديد. برايتان اسفند دود خواهم كرد... و آرزوهاي بلندبالايم را براي نظام اسلامي در آن خواهم ريخت.


در بازار مكّاره ي تهمت ها و هتاكي ها به حضرت آقا منتظر بوديم تا مهره هاي شطرنج تو بازي را عوض كند. آنوقت سرمان را بالا بگيريم و بگوييم دليل حمايت آقا اين بود. ولي تو هر روز دردي بر دردهايمان افزودي. بالاخره رئيس جمهوري...اختيار دار كابينه ات كه هستي...از قديم گفته اند صلاح مملكت خويش خسروان دانند. الان هم خود داني ولي از ما خداحافظ!
خداحافظ آقاي رئيس جمهور!


ديگر روي ما حساب نكن. ما در ركاب تو نبوديم كه سرباز ولايت و فرزند روح الله كبير هستيم. روزي زير بيرق تو سينه زديم چون پرچم دارمان بودي ولي پرچم را زمين بگذاري زمينت مي گذاريم و آنوقت زمين گير مي شوي...آنقدر كه شايد به آخر خط چهارساله ات هم نرسي.


این یادداشت ارسالی یکی از دوستان شفیق و صدّیق است که مدتی مهمان وبلاگستان بود و رفت!

تیتر از من است و حرفها را تا نیمه گفته است و حرف آخر حدیث شریف نبوی باشد که آقای احمدی نژاد:

قال رسول الله صلی الله علیه و آله:

از فراست مؤمن بترسيد كه او با نور خدا مي نگرد

اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنور الله
سنن ترمذي ، كتاب تفسير القرآن ، ح 3052




+ نوشته شده در بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 14:53 توسط مجید بذرافکن |


دفاعیات، ملاحظات، اعترافات هر چه که دوست دارید نامش دهید! شما اصلاح طلب هستید؟ شما اصلاحاتتان نیاز به خون داشت! شما که خود جانباز اصلاحات هستید دیگر چرا؟ حال نوشتن ندارم! دفاعیات یک چپ ایرانی قبل انقلابی را بخوانید و یک راست بعد انقلابی مقایسه کنید؟ خداییش شرف ندارند!

بگویید کردیم! خوب کردیم! دفاع کنید! محکم! بهترین تریبون را دارید! به خاطر آن بدبختهایی که بیرون منتظرند تا یک کلمه شجاعانه از شما بشنوند و اشک غروری بریزند، به جای این همه غم و غصه و درد و فغان!

یک کلمه بگویید شکنجه شدیم، یک کلمه بگویید تقلب شده است، یک کلمه بگویید مردم از شدت خفقان، خفه شده اند! یک کلمه علیه جمهوری اسلامی حرف بزنید! چرا چرا چرا!

بهزاد نبوی تو یک کاری بکن! خدایا این بهزاد نبوی از خودش دفاع کند!

بخشی از دفاعیات خسروگلسرخی:

اتهام سياسي در ايران نيازمند اسناد و مدارك نيست خود من نمونه صادق اينگونه متهم سياسي در ايران هستم، در فروردين ماه چنان كه در كيفرخواست آمده به اتهام تشكيل يك گروه كمونيستي كه حتي يك كتاب نخوانده‌ است دستگير مي‌شوم. تحت شكنجه قرار مي‌گيرم (يكي از عمال ساواك فرياد مي‌زند:دروغه) و خون ادرار مي‌كنم بعد مرا به زندان ديگري منتقل مي‌كنند آن‌گاه هفت‌ماه بعد دوباره تحت بازجويي قرار مي‌گيرم كه توطئه كرده‌ام. دو سال پيش حرف زدم واينك به عنوان توطئه‌گر در اين دادگاه محاكمه مي‌شوم. اتهام سياسي در ايران اينست كه زندان‌هاي ايران پر است از جوانان و نوجواناني كه به اتهام انديشيدن و فكركردن و كتاب خواندن توقيف و شكنجه و زنداني مي‌شوند. آقاي رئيس دادگاه همين دادگاه‌هاي شما آن‌ها را محكوم به زندان مي‌كند. آنان وقتي كه به زندان مي‌روند و برمي‌گردند ديگر كتاب را كنار مي‌گذارند مسلسل بدست مي‌گيرند. بايد به دنبال علل اساسي گشت معلول‌ها فقط ما را وادار به گلايه مي‌كند چنين است كه آن‌چه ما در اطراف خود مي‌بينيم فقط گلايه است. در ايران آنان را به خاطر داشتن فكر و انديشيدن محاكمه مي‌كنند چنانكه گفتم من از خلق جدا نيستم و نمونه صادق آن هستم اين نوع برخورد با يك جوان كسي كه انديشه مي‌كند يادآور انگيزيسيون و تفتيش عقايد قرون وسطايي است. يك سازمان عريض بوروكراسي تحت عنوان فرهنگ و هنر وجود دارد كه تنها يك بخش آن فعال است و آن بخش سانسور است كه بنام اداره نگارش خوانده مي‌شود. هر كتابي قبل از انتشار به سانسور سپرده مي‌شود درحاليكه در هيچ كجاي دنيا چنين رسمي نيست و بدينگونه است كه فرهنگ موميايي شده كه خاسته از روابط توليدي بورژوازي كمپرادور در ايران است در جامعه مستقر گرديده است و كتاب و انديشه مترقي و پويا را سانسور شديد خود خفه مي‌كند ولي آيا با تمام اين اعمالي كه صورت مي‌گيرد با تمام اين خفقان مي‌توان جلوي اين انديشه را گرفت؟ آيا در تاريخ شما چنين نموداري داريد؟ خلق قهرمان ويتنام نمودار صادق آن است.پيكار مي‌كند و مي‌جنگد پوزه تمدن آمريكا را بر زمين مي‌مالد. در ايران ما با ترور افكار و عقايد روبرو هستيم،‌ در ايران حتي به زبان‌هاي بالنده خلق‌هاي ما مثل خلق‌هاي بلوچ،‌ ترك و كرد اجازه انتشار به زبان اصل نمي‌دهند، چرا كه واضح است آن‌چه كه بايد به خلق‌هاي ايران تحميل گردد همانا فرهنگ سوغاتي امپرياليسم ، آمريكا كه در دستگاه حاكمه ايران بسته‌بندي ميشود مي‌باشد.توطئه‌هاي امپرياليسم هر روز به گونه‌اي ظاهر مي‌شود اگر شما در زماني كه نيروهاي آزادي‌بخش الجزاير مبارزه مي‌كردند آن زمان را در نظر بگيريد،‌ خلق الجزاير با دشمن خود رودررو بود يعني سرباز،افسر و گشتي‌هاي فرانسوي را مي‌ديد و مي‌دانست دشمن اينست ولي در كشورهايي نظير ايران دشمن مرئي نيست. بل‌كه في‌المثل در لباس احمد آقاي آژدان دشمن را فرو مي‌كنند كه خلق نداند دشمنش كيست در اينجا آقاي دادستان اشاره‌اي به رفرم اصلاحات ارضي كردند و دهقان‌ها و خان‌ها كه ما مي‌خواهيم بياييم و بجاي دهقان‌ها بار ديگر خان‌ها را بگذاريم اين يك اصل بديهي و بسيار ساده تكامل اجتماعي است كه هيچ نظامي قابل برگشت نيست يعني هنگامي‌كه برده داري تمام مي‌شود ،‌ هنگامي‌كه فئوداليسم به سر مي‌رسد،نظام بورژوازي درمي‌رسد، اصلاحات ارضي در ايران تنها كاري كه كرده راه‌گشايي براي مصرفي كردن جامعه و آب‌كردن اضافه توليد بنجل امپرياليسم است. در گذشته اگر دهقان تنها با خان طرف بود، حالا با چند خان طرف است شركت‌هاي زراعتي و شركت‌هاي تعاوني. امپرياليسم در جوامعي مثل ايران براي اين‌كه جلودار انقلابات توده‌اي بشود ناگزير است كه به رفرم‌هائي دست بزند....

مرتبط: شرف چپ به راست/شرف سرخ به سبز/شرف اشرف به میر(1)

+ نوشته شده در چهارم شهریور 1388ساعت 13:51 توسط مجید بذرافکن |

صف اول نماز جماعت امامزاده صالح تجریش -امام زاده بالاشهری های تهرانی- نشسته ام!درست پشت سر امام جماعت مشغول نافله عشا، گوش است دیگر نمی توانم جلوش رو بگیرم، می شونم که یک نفر نشسته کنار امام و از او می پرسد :«... یک حالتی که الهام می شه، یک حالتی که هر اتفاقی که می خواد بیفته متوجه می شود[یا می شوم]!» -اونقدرها هم بلندنمی گفت که من درست بشنوم ولی هر چه بود یک حس خاص الهی برای خودش یا یکی از آشنایانش پیش آمده بود. کارشناس مذهبی و مَحرَمی که انتخاب کرده بود،«حجت الاسلام ادیبیان» امام جماعت حرم امامزاده شمال شهری است! چندان برایم جذاب نیست، که بدانم چه می گوید، نمازم تمام شده، جورابهایم را پا می کنم! اولا که فضول نیستم ثانیا از این مسائل زیاد پیش می آید! وقتی یکی از دوستانم که ابن الآخوند است می گفت یک چند سالی است تعداد آدمهایی که نزد پدرم می آیند و می گویند شاهد خورشیدی هستند که از غرب طلوع می کند و امثال آن زیاد شده است! تعجب نکردم! حتی خودم شاهد بودم که حضرت آیت الله حسن زاده آملی نقل می کرد که یک کاسبی نزد ایشان رفته و گفته که هنگام اذان و اقامه بعد از گفتن اشهد أنّ علی ولی الله صدا از زاویه دیوار مقابل می آید که و أشهد أنّ فاطمه حجه الله علی الحجج!

البته گفتن این مطالب نزد مردم عادی ممنوع شده است، چرا که اولا تخصص و ورودی به این مسائل ندارند و از دیگر سو این تجارب معنوی کاملا شخصی و زمان مند است و برای غیر، باعث انحراف اذهان می شود! تبعا علمای ربانی و فقهای وارسته که خود صاحبان این کرامات و این مقامات هستند می توانند فرد را از شیطانی بودن و یا رحمانی بودن این حالات روحی و غیرجسمی که بر دیگران پوشیده است، خبر دهند!

اما چه کنیم که اطرافیان مرجع عالیقدر و فیلسوف و فقیه و شاگرد برجسته امام، در قم هم چون دل کوچک من قدرت نگه داری راز و امانت مردم را نداشته اند. مثل منی که چهار ساعت بعد از شنیدن آن چندجمله آنها را در وبلاگم نقل می کنم! او فیلمش را منتشر می کند!

بعد از سالها هنوز این مسئله حل نشده است که چرا احمدی نژاد ماجرای «دیده شدن هاله نور در کنار او توسط یکی از حضار و نقل آن برای آیت الله جوادی آملی» را انکار می کند؟ این بار آقای کروبی که نقش ترمز بریده را در سه قلوهای افسانه ای بازی می کند، مطرح شد؟ با آب و تاب و بالا و پایین و ... سایت آینده نیوز هم زحمت کشیده فیلم را با دو استنکار احمدی نژاد در برابر خبرنگاران داخلی و خارجی منتشر کرده است! سایت آینده همان بازتاب سابق چون دیگر دوستان صداقت سنج، ایمان احمدی نژاد را نفی و کذّاب بودن او را اثبات می کند!!!

در مقدمه بالا همه حرف آمده است! ولی جهت فهم بیشتر مخاطبانی که چندان با قلم و بیان نگارنده آشنا نیستند اضافه کنم: اگر محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور یک چنین ماجرایی بر او گذشته باشد، باید آن را برتریبون ها نقل کند و مردم را با آن بفریبد، یا بهتر است نزد عالم و کارشناسی بازگو کند تا او را راهنمایی کند!

جهت یادآوری باید گفت دقیقا همان هایی که این قصه را نقّّالی می کنند، خودشان هم بر این طبل می کوبند که مملکت را نمی توان با خرافه اداره کرد و رئیس جمهور را به عوام فریبی متهم می کنند! آیا منظور آنها از اداره مملکت بیت آیت الله جوادی است و عوام فریبی منظورشان خود آیت الله جوادی است!

مسئله ای که یکی از دوستان با پیامک از من می خواهد و برای خیلی از دوستان دیگر نیز لاینحل مانده، سوال از علت فرار احمدی نژاد از جواب مستقیم به این ماجرا است!

وقتی خوب به این مسئله فکر می کنی می بینی احمدی نژاد نفیا و اثباتاً نمی تواند جوابی بدهد! چون جنس مسئله ای که در آن «مَحرَم خانه» که نامحرمان حضور داشته اند، گذشته است از سنخی نیست که بخواهد برای عموم مردم بیان کند!

اگر بخواهد آن را تأیید کند، خود به دست خود بر اتهام خرافه گرایی و عوام فریبی صحه گذاشته است! فراموش نشود این مسائل اصالتا به هیچ وجه خرافه نیستند بلکه تجربیات شخصی معنوی افراد هستند که جز کارشناسان نمی توانند نظر بدهند!

اگر بخواهد آن حرف را تکذیب کند، مرتکب دروغ شده است! لذا احمدی نژاد مثل دو سوالی که نجف زاده و خبرنگار خارجی از او پرسیده اند، در جواب مهدی کروبی نیز، سعی می کند نه به این سوال پاسخ بدهد و نه به این سوال پاسخ ندهد! اما فضای رسانه ای چشم و گوش ها را پر کرده است که احمدی نژاد دروغگو است لذا دیگر دقت نمی کند که این بشر چگونه می خواهد از این مسئله فرار کند! فرار بله فرار!

اگر این مسئله کرامت و معجزه ای است که برای او رخ داده است، پس اثبات کردن آن خلاف تواضع و سیره شایع کتمان مقام معنوی اهل دل است! و اگر این مسئله رخ نداده باشد جز خود کسی که این مسئله را برای احمدی نژاد نقل کرده است و خدای متعال و آگاهان غیب نسبت به این مسئله آگاه نیست!

اما نکته پایانی و بسیار مهم که نباید فراموش کنیم، این است که: چه کسانی و به چه دلیل هر گاه صحبت از سیاست خارجی دولت نهم می شود، این مسئله را متذکر می شوند و به صورت صفر و یک خواستار پاسخ به این شبهه هستند و جواب مطلوب خود به آن را تعیین کننده عدم صداقت و حقانیت صددرصدی احمدی نژاد عنوان می کنند!

مسئله چیست؟ مسئله ذکر نام ائمه معصومین صلوات الله علیهم بر منابر جهانی به نام سیاست خارجی است! مسئله آن است دعوت مردم به عدالت و معنویت اسلامی و مهدوی در جهان، کاری خجلت آور است و دور از سیاست رایج این دوستان روحانی و غیرروحانی است! آنها مشکل خود را با سیاست خارجی «دعوت محور» نبوی و مهدوی علنی نمی کننند، بلکه تلاش می کنند با حاشیه سازی و اتهام زنی به فرع، بدون اشاره به اصل، مرکز را مخدوش کنند!

البته شیخ مهدی کروبی و میرحسین موسوی و امثال آنها، در برابر ملت متدین ایران جرات سوال از علت نام بردن امام زمان در سازمان ملل و ژنو و... را ندارند، ولی غصه و عقده آنها از این ماجرا آنها را بر این می دارد تا نسبت به رئیس جمهور محجوب و مأخوذ به حیا با شعار «ما نمی خواهیم پرده دری کنیم» «ما اهل متانت هستیم» هتاکی کنند، و با قیافه حق به جانب و نگاه صادق بر کذاب عقب می نشینند، و تو بر میخ آهنی هزار باره بکوب و بر مَشک محکمتر بزن که او عرضی ندارد ولی تو زحمت خود داشته ای!

پس فراموش نکنیم آنها هاله مکدّر تردید و خجلت خویش را از تاکید بر مواضع انقلابی و اسلامی رئیس دولت نهم با هاله نور پنهان می کنند! ولی نور همیشه بر تیرگی غلبه خواهد کرد!

+ نوشته شده در هفدهم خرداد 1388ساعت 2:8 توسط مجید بذرافکن |

آیا باید هشت شهریور دیگری تکرار شود؟

 

مدتها بود که می خواستم این یادداشت را بنویسم تا اینکه رئیس جمهور در دیدار با دانشجویان جامعه اسلامی صحبتهای مهم و جدی ای را مطرح کرد.

 

یادداشت کامل را در سایت مرکز اسناد گذاشتم واین خلاصه آن برای آدمهای بی حوصله است:

 

انقلاب اسلامی جدی ترین دشمن آمریکا است و ضدیت آمریکا با ایران انکار ناپذیر است. هیچ کس در این مسئله شک ندارد که آمریکا برای به زانو درآوردن دشمنانش از هر ابزار و امکانی استفاده می کند. امروزه با روی کار آمدن دولت نهم که با جدیت و قدرت به دنبال احیای شعارهای انقلاب است، امیدهای انقلابهای رنگی و استحاله از درون به فنا رفته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سیزدهم شهریور 1386ساعت 15:17 توسط مجید بذرافکن |