



جرزن ها به بهشت نمی روند
حتی اگر از شنبه تا پنج شنبه نماز جمعه بخوانند
و برای قبولی نذر خواهر "هیلاری"
و به نیت چهارده معصوم
از فرمانیه تا "خیابان چهاردهم"(۱) واشنگتن دی سی شنبلیله بکارند
جرزن ها به بهشت نمی روند
حتی اگر در لیله الغرائب
با توسل بر پیامبران بی پیام،
و معصومین گناهکار "سروش" آورده،
همه امور را بر خدای خود پنداشته "ریچارد داوکینز"(۲) تفویض نمایند
مردم "صحیفه" نخوانده اند
ولی امام و انقلاب را خوب می شناسند
مردم عوامند
ولی دشمن را به اشتباه نمی گیرند
حتی اگر "کلینتون" کشکول به دست،
در خاورمیانه دوره بیفتد
و "بوش" مدرسهء خیریه بسازد
حتی اگر "اوباما" کنار سفره افطار
برای اعتلای اسلام دست به دعا بردارد
و "مک کین" به مستحقین این ور آب
قربه الی الله چند میلیون دلار اعانه بدهد
حتی اگر مادام "آلبرایت"
از مامان شاهدخت عزیز بخواهد
سر نماز تسبیح هزار دانه بگرداند
و برای بالارفتن سهام سطل آشغالی "هالیبرتون"(۳) کاری بکند
من می گویم شما
ولی شما به خود نگیرید و بخوانید آنها
به قول شما
مردم همان لشکر قابلمه به دستند
ولی پایش بیفتد با قابلمه بر فرقتان خواهند کوفت
و انقلاب را بیمه خواهند کرد

مردم بی سواتند
و سرشان به کار خودشان گرم است
ولی فرق سره را از ناسره می دانند
و دست خونی کاخ سفید را در "ناصریه"
و دست برخی را در جیب کاخ سفید
و برق شمشیر ابن ملجم را در تهران می بینند
مردم جوات و مواتند(۴)ولی معنای دروغ های مسلول ایران سل را می فهمند
و به کامبیز "شواردزینگر"
که نام خود را در المثنای چهارم شناسنامه اش، حاج عز الدین قصاب گذاشته
و هر شب به فتوای شیخ احمق "هاآرتص"
برای پیروزی سیاست های شهید "آبراهام لینکلن" عزیز، الله اکبر می گوید
اعتقادی ندارند
آری
حتی اگر عجوزه های خوش پوش بالای شهر دمق شوند
و سابرینا چند روز با پوستر تمام قد "داریوش" قهر کند
باز هم نظر باربرهای میدان تره بار به رأی هایشان عوض نخواهد شد
حتی اگر کامران کمر طلا
به نشانهء اعتراض
چراغ لامبرگینی سبز رنگ مدل 2008 باباش را روشن بگذارد
و سر راه "گودبای پارتی" آماندا باربی
به وانت اکبر بوقی، سبزی فروش سیار این روزها راه ندهد
باید واقعیت را قبول کرد
باید خود را گول نزد
باید تقصیر ها را گردن ترجمه نینداخت
باید مثل کبک سر در اینترنت فرو نبرد
و روشن فکرانه از نرم افزار "بابیلون" امید معجزه نداشت
باید پذیرفت که اگر "گوگل"
دری وری های خود را به زبان دری هم سرچ کند
و "بیل گیتس"
در نسخه تکمیلی "ویستا"
پارسی هخامنشی را هم پاس بدارد
و "جیم کری"
در انیترنت دنبال گرل فرند پرشین هم بگردد(۵)باز هم "زبان گنجشک" های دودی میدان راه آهن،
زبان فخیم "عرعر" های پرورشی شمال شهر را نمی فهند
باید قبول کرد زبان "تهرانی" با "تیرونی" دوتاست
و تیرونی ها با تیکه کلام های تهرانی و تیک های هیستیریک شمال شهر بیگانه اند
همانگونه که گردن های ضخیم
یک عمر چاک انگشتان عباس واکسی را باور نکردند
و نفهمیدند برای ترجمه درد هایش
آب دهان او از هر رسانه ای رساتر است
و قسط های عقب افتاده
برای پریشاندن شب هایش
از همهء نقش های خفن "آنتونی هافکین" خوفناک تر بوده اند(۶)

باید واقعیت را پذیرفت
باید واقعیت را چه با وافور، چه در زرورق استنشاق کرد
باید واقعیت را یک نفس رفت بالا
یا حداقل تزریق کرد
واقعیت این است که واقعیت تلخ است
واقعیت این است که واقعیت در روزنامه ها نیست
و سایت های خبری در هپروتند
واقعیت این است که مجلات رنگی
از اوضاع سیاه و سفید مردم بی خبرند
واقعیت این است که روزنامه ها
از "تروتسکی" و تقلب و "ابوغریب" و "گوآنتانامو" دفاع می کنند
و نسبت به افزایش زاد و ولد موشها هشدار می دهند
و مردم را از آنفولانزای خوکی می ترسانند
حال آنکه نمی دانند کمی دورتر از میدان شوش
مردم در شش و هشت زندگی خود مانده اند
و بعضی از خجالت دختران دم بخت دق می کنند
واقعیت این است که تمام اتوبان های شهر
سالوسانه به سمت "دارآباد" می لغزند
ولی کوچه های زخم دار جنوب شهر آباد نمی شوند
واقعیت این است که در اداره ها
پودمان های آموزشی چند برابر شده اند
ولی هیچ پمادی ترک دستهای ننه رقیهء لیف باف را دوا نکرده است
واقعیت این است که شهرداری منطقه دو
برای زیبایی شبهای پارک ملت آب نما میسازد
ولی در رباط کریم و حومه نامبیایی برپاست که بیا و ببین
واقعیت این است که خیابان های "فرمانیه" و "قیطریه" و" آجودانیه" نورباران است
ولی کارگرهای "شهر ری" از شرمندگی دست های خالی،
در پناه ظلمات آخر شب یواشکی وارد خانه ها می شوند

اما حالا دیگر همه چیز فرق کرده است
انتخابات ید بیضاء کرده
و عصای موسی
همهء ساحران و طنابهایشان را باهم خورده است
حالا دیگر سپورهای شهرداری
بر سفرهء شرخر های از خدا بی خبر شوریده اند
و نان دریوزه های حزبی و روسپیان سیاسی آجر شده است
باید باور کرد که دیگر دعوا بین چپ و راست نیست
که بین جیب های گشاد و دست های خالی است
و جیب برها
حتی اگر همه اموال دولتی را وقف نمایند
و مثل کفتارهای "گینه بیسائو"،
نعش کفترهای بی صاحب را بالا بیاورند
باز حسابشان با کرام الکاتبین است
و دروغ گوها
حتی اگر از جکوزی خانه های خود
گورهای دست جمعی و لیست های هفتاد و دو نفر استخراج کنند
و برای خالی نبودن عریضه،
از ماتحت بیچاره های کهریزک خرج نمایند
باز نمی توانند از عدالت فرار کنند
دیگر از عورت بی حیای عمروعاص هم کاری ساخته نیست
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(۱) خیابان چهاردهم واشنگتن دی سی خیابانی است که یک سمت ان کاخ سفید قرار گرفته است(۲) ریچار داوکینز نویسنده کتاب پندار خدا و بوده و در این کتاب خدا را آفریده توهم انسان می داند(۳) سهام سطل آشغالی سهام بی ارزشی است که ارزش معاملاتی و بورسی نداشته و به همین دلیل به این نانم معروف شده اند.(۴)اشاره به شعار طرفداران موسوی در انتخابات که می گفتند "هرچی جواد مواده دنبال احمدی نژاده" (۵) اشاره به فیلم یس من " آقای بله" جیم کری که در صحنه ای از ان بازیگر نقش اول در حال جستجوی دوست دختر ایرانی در اینترنت است.(۶) بازیگر فیلمهای ترس ناک مثل سکوت بره ها و . . .
سخنان منتشر نشده رئیس مجلس خبرگان:

زير سقف انقلاب كسي با صلاحيتتر از آيتالله خامنهاي براي رهبري نيست!
یحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَن يُرْضُوهُ إِن كَانُواْ مُؤْمِنِينَ!
أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّهُ مَن يُحَادِدِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ
توبه 62-63
معنی آیات رو نیاوردم به خاطر همین نیم بند احترامی که آقا برات نگه داشته است. آیات قبل و بعد هم اهل بصیرت بخوانند. قرآن 1400 سال پیش عجب حرفهایی زده است. عجب روانشناسی سیاسی ای درس داده است.
كَيْفَ يَهْدِي اللّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَ اللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِين*
أُوْلَـئِكَ جَزَآؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَ الْمَلآئِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ*
خَالِدِينَ فِيهَا لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَ لاَ هُمْ يُنظَرُونَ*
إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَّحِيمٌ*
آل عمران86-89
به صورت قطعی و یقینی اعتقاد دارم این نوشته ها، بر بصیرت امت حزب الله نخواهد افزود. این را آن روز فهمیدم که در حرم امام بعد از مناظره تاریخی حاضر شدم. این را آن شب فهمیدم که ساعات بعد از مناظره جلوی صدا و سیما زن و مرد و پیر و جوان حزب الله جمع شده بود. هر چند که احمدی نژاد عرضه قدردانی از این بصیرت را نداشت. و چه خوب شد که زود بر حزب الله معلوم شد، که برادرمان درسهای گذشته را خوب پاس نکرده است و الخ!
این پست ها و مطالب جدیدی نیست، جز تواصی به حق و تواصی به صبر، که امیر فتنه سوز فرمود:
لايحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر
احتمالا این توضیحات برای این چنین مطالبی از سوی سایت ایشان منتشر شده است: +
مرتبط:
کفر کفر است، اگر مسجد اگر قرآن است!
چگونه یک عمل خالصانه از بین می رود؟
آنچه که در ذیل می آید، سخنان یک نفر در باب سخنرانی احمدی نژاد در سازمان ملل است. بدون اینکه این شخص کیست و چه کار است و کجاست! توسط ابزار رنگ و فونت یک نگاه تحلیل گفتمانی به متن شده است. آن چه در این متن موج می زند، ستایش از رئیس جمهور و باد کردن احمدی نژاد است. همان طور که در نوشته قبلی هم آمد، سخنان و ایده هایی که احمدی نژاد در تریبون سازمان ملل گفته است، بسیار نزدیک به بیان و بنان امام خمینی است+. اگر کسی شک دارد می تواند سخنان آیت الله خامنه ای سال 1366 در سازمان ملل را بخواند + و گوش + فرادهد.
اما اینکه برای رئیس جمهور یک فرد بریده از متن و عقبه اش بتراشیم و از نقش خداوند در تأثیرگزاری و اثر بخشی به کلام و عمل ما انسانهای خطاکار و مقصر غافل شویم، زمزمه ها رحمانی نخواهد بود. چه بدانیم و چه ندانیم. اگر بر این مستوی و سطح نیز اتفاق نظر نباشد، تقدیس و بزرگنمایی شخص رئیس جمهور، چیزی جز تملق و چاپلوسی نیست که وظیفه تملق شونده، خاک پاشیدن بر دهان اوست.
خدا همه ما را از شر شرور انفس و نفس های شیطانی دور دارد!
در این کلام و بیان واژگانی که به شخص رئیس جمهور تاکید دارد، ضرب آهنگ و نواخت بالایی دارد، استفاده از صفات تقدیسی و تفخیمی نیز هم چنین. در برخی موارد به صورت جزئی به مبنا و منبع و چیزی غیر از شخص رئیس جمهور اشاره شده است. البته این چیزی است که یک دانشجوی ساده علوم انسانی در آورده است و احتمال خطا و اشتباه روش شناختی در آن بسیار است.
اللهم ارنی الاشیاء کما هی!
.... در خصوص سخنان شب گذشته رئيس جمهور كشورمان در سازمان ملل اظهار داشت: هر كار درست بايد منطق داشته باشد و يك سخنراني هم هنگامي مؤثر است كه داراي بنيان و نگاه باشد و بتواند مفهومي كلامي به جامعه منتقل كند.
اگر به سخنرانيهاي رئيس جمهور كشورمان در 5 دوره اخير اجلاس سالانه مجمع عمومي سازمان ملل بنگريم متوجه ميشويم كه مسائل مهم مطرح شده از سوي ايشان يك مجموعه و داراي ساختار و داراي منطق فكري است.
به اعتقاد .... هنگامي كه يك كار استمرار مييابد قطعا بيش از اقدامات مقطعي آثار
گسترده دارد و صحبتهاي احمدينژاد از اين منظر قابل تامل است كه داراي
انسجام و به هم پيوستگي و استمرار است.
رئيس
جمهور در طول این سالها مواضع كشور ما را اصولي و منطقي و محكم ارائه
كرده و امروز شاهد آن هستيم كه رئيس جمهور آمريكا حرفهايي تقريبا مشابه
حرفهاي احمدی نژاد ميزند.
وي ادامه داد: قطعا آقاي احمدينژاد
تغيير نكرده بلكه حرفهاي رئيس دولت آمريكا كه با وجود ادعاي راهبري جهاني
تغيير كرده و اگر به درستي به سخنان اوباما در سازمان ملل توجه كنيم متوجه
ميشويم كه مخاطبان سخنان وي در مقاطعي او را تشویق ميكردند كه سخناني
نزديك به نظرات رئيس جمهور ايران بيان ميكرد.
.... اظهار داشت: حرفهاي اوباما را ميتوان در جهت بازگشت از مواضع
خصمانه و زورمدارانه گذشته ارزيابي كرد و اظهارات وي بيانگر آن است كه اين
آمريكا نيست كه مشكلات جهان را حل ميكند بلكه جهان است كه بايد مشكلات
آمريكا را حل كند.
... افزود: سخنان اوباما را ميتوان در
اين جهت ارزيابي كرد كه آنها به نادرست بودن مسيري كه پيمودهاند واقف
شدهاند و تنها با عرضه اصول و مباني از سوي آقاي احمدينژاد دريافتهاند
كه تنها راه حل مشكلات امروز جهان پذيرش واقعيتها است.
وي تصريح
كرد: حرفهاي كه رييسجمهور كشورمان بيان ميكند حرفهاي سياسي نيست كه
منحصر به زمان شود بلکه اينها مباني و ديدگاههاي محكم اعتقادي ما است.
... ادامه داد: رييسجمهور در سخنان خود منافع انسانها را در نظر ميگيرد
و آنچه مطرح ميكند اهميتدادن به جايگاه ملتها در تحول جهاني و
مشاركتدادن آنها در امور جهان است كه هرگز كهنه نميشود و گرچه با وجود
نزديك شدن ادبيات اوباما به ادبيات احمدينژاد اتفاقي در صحنه عمل رخ
نميدهد ولي بيترديد صحبتهاي روز گذشته رئيسجمهور آمريكا در سازمان ملل
به عنوان یک سند در میان ملتها ميماند و بررسي صحبتهاي رؤساي جمهور
سابق و فعلي آمريكا نشانگر تحولات خواهد بود.
... جمهور
گفت: امروز ميتوان اثر پذيري سخنان آقاي احمدينژاد در سطح جامعه جهاني
درك كرد و افكار عمومي بيدار شده و از ديدگاههاي ايشان استقبال ميكند و
از نكات جالب در اين زمينه نقد آقاي احمدينژاد به وضع موجود دنيا است و
راه حل وي براي برونرفت از اين وضعيت است.
... افزود: آقاي
احمدينژاد در سخنراني خود بسيار روشن به آینده مينگرد و به انسانها
اميد ميبخشد كه اصلاحاتي كه براي اداره امور جهان مدنظر اوست شدني است و
اين نگاه به آينده برگرفته است مكتب فكري اسلام و به طور خاص تشييع است.
وي
تصريح كرد: درك همه انسانهاي آزاديخواه و حقطلب به دنبال آينده روشن
هستند اما تاكيد آقاي احمدينژاد روي اين مساله منبعث است كه اعتقاداتمان
ريشه در انديشه ديني است.
از ... علت حضور
احمدينژاد در صحن سازمان ملل هنگام سخنراني باراك اوباما همتاي آمريكايش
سوال شد كه وي با زيبا توصيف كردن اين حركت رئيسجمهور گفت: آنها
ميگفتند كه ايران هيچ ايده و حرفي ندارد و جمهوري اسلامي را نظامي
خشونتطلب و بيمنطق معرفي ميكردند كه اهل تعامل و همكاري جمعي با
جهانيان نيست.
... افزود: احمدينژاد با اين حركت نشان داد
كه حرفهاي آنها نادرست است و كساني كه ميخواستند ما را منزوي كنند خود
منزوي شده و حالا خود مجبور به ترك صحنه هستند.
وي در پايان خاطر
نشان كرد: احمدينژاد با حضور موثر خود در مهمترين مركز جهاني و بيان اصولي و منطقي و محكم مواضع كشورمان ثابت كرد جمهوري اسلامي در خصوص اداره
جهاني با مشاركت ملتها ايده دارد و شما ديديد كه در اجلاس ژنو آنها بودند
كه مجبور شدند از صحنه بيرون بروند.
مرتبط:
بگم؟...بگم؟... حیف که نمی شه، بگم!
البته استفاده از ایجاد انتظار در مخاطب یکی از شگردهای معلمان و اساتید است، و معلم رئیس جمهور نیز در مناظره خود در برابر موسوی زمانی که از مدرک جعلی وزیرپیشنهادی کشور، دولت نهم، به میان آمد، به صورت «مقابله به مثل» از زنی متقلب به میان آمد و باقی ماجرا...!
این چند کلمه برای راحت کردن خیال مخاطب عجول باشد، که جملات و ادامه مطلب ربط «مستقیم»ی به ماجرای مدارک غیرقانونی میرحسین موسوی، شیپورچی قانونگرایی ندارد!
«جریان آزاد اطلاعات» و «آزادی مطبوعات» سوغات های فرنگی که در دوره مشروطه با امر به معروف و نهی از منکر خلط شد، را نباید ستودنی و ستاندنی دانست. چرا که این دو راه حل برای نظارت بر قدرت افسارگسیخته نفس اماره «فردی» یا «جمعی» خود نیز منبعث از نفس اماره ای است که در دست عده ای حرفه ای به نام ژورنالیست یا اهل مدیا افتاده است. اثبات شیء هم، وقوع همین فضای رسانه ای جهانی که صرفا جهت و رنگ حقیقت بسته به جهت و رنگ، دلار و یورو و دینار، دارد.
انا لله و انا اليه راجعون
عمليات رمضان پس از عمليات هاي «غرور آفرين» بيت المقدس و فتح المبين به شكست انجاميد. امروز اگر سردارها بپرسي جوابهاي شنيدني اي دارند. ديروز اگر از بسيجي ها مي پرسيدي جوابهاي غريبي دارند: شايد طلاهاي شهر بصره چشم بعضي از بچه ها را گرفته بود، شايد ما مغرور شده بوديم ...
قطعاً اين سخنان ديروزي در محضر عقل امروزي قابل اثبات نيستند!
وقتي تيم كشتي ايران دوم شد. از ذهنم گذشت. وقتي تيم فوتبال ايران بازي را واگذار كرد. مطمئن شدم. هر چند نبايد از قلت عدد در راه حق ترسيد ولي تواصي به حق و صبر هم تأثير دارد.
«گفت: ديدي باختيم. احمدي نژاد مي خواست سوء استفاده كند از حضور تماشاگران و اينها، خدا زد تو حالش!
گفتم: حتي اگر در ذهن خودش هم نگذشته باشد. آنهايي كه اين كار را توصيه كرده اند اگر ذهنشان گذشته است قطعا در اين غش در اخلاص و عدم كاميابي تأثير مستقيم داشته است.»
علم به نفوس افراد امكان پذير نيست ولي نگاه كلي واستشمام دورادور اين بوي نامطبوع و وجود چنين خط كجي را تأييد مي كرد.
قطعاَ هيچ كس اخلاص مجاهدت مجاهدان امروز و ديروز خدا را زير سوال نمي برد. اما سخن از سنتي از سنن الهي است كه خداوند براي دوستان خود از در رأفت و محبت، سيلي و قفايي مي زند تا بر خدا توكل نكنند و جز او هيچ نبينند.
«ما خودمان هيچيم هيچ، ابداً.
اگر يكيتان خيال بكنيد كه خودتان هم يك چيزى هستيد، بدانيد خطا كرديد. خودمان هيچيم. اين صداها هم كه مىكنند، خمينى كذا، اينها هم بيخود است، بيهوده است. خمينى هيچكاره است. كار دست يك قدرت بزرگى است كه او انجام داد؛ آن است كه كار دستش است. آن است كه مىتواند يك جمعيت بىسلاح را بر يك قدرت بزرگ موفق كند و پيروز كند. تا خودتان را، [دائماً] مىبينيد كه من كذا و شما كذا، يك بشرى را مىبينيد و چه مىكنيد، اين فايده ندارد. ما برادر هستيم. همه با هم بايد توجه كنيم به خداى تبارك و تعالى، و با اتكال به خداى تبارك و تعالى، ان شاء اللَّه پيروز مىشويم.»
4 دى 1358سخنرانى در جمع كارگزاران مسجد قبا و دانشجويان مريوان (توطئه بر ضد اسلام) قم. صحيفه امام، ج11،ص:421

روزهاي يزد روزهاي اصفهان، عكسهاي اصفهان عكسهاي يزد. چه كسي چنين كاري كرده است؟ خادمان ملت! ابدا!
تعز من تشاء و تذل من تشاء! مبادا باد غروري در دِماغها بپيچد كه اصفهانووو... يزدووو...
خداوند قبل از اين كه به اشخاص نگاه كند به «اقوام» نگاه مي كند. حتي تغيّر انفسي ما مجاهدان تماشاگر نيز در قدَر مقدور اين لشكر شريك مي شويم. البته جايگاه رهبران و كارگزاران مبسوط اليد، نقش جدي تري در اين تعيين قضاي الهي دارند. ولي خوانندگان اين وبلاگ عمدتا از غيركارگزاران هستند. نتيجه گيري اخلاقي اين باشد كه حزب الله نبايد به كثرت عدد خود بنازد و نه بر قلت عدد خود بنالد!
«قدرتها و ابرقدرتها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خمينى يكه وتنها هم بماند به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت پرستى است ادامه مىدهد و به يارى خدا در كنار بسيجيان جهان اسلام، اين پابرهنههاى مغضوب ديكتاتورها، خواب راحت را از ديدگان جهانخواران و سرسپردگانى كه به ستم و ظلم خويشتن اصرار مىنمايند سلب خواهد كرد. آرى، شعار «نه شرقى و نه غربى» ما، شعار اصولى انقلاب اسلامى در جهان گرسنگان و مستضعفين بوده و ترسيم كننده سياست واقعىِ عدم تعهد كشورهاى اسلامى و كشورهايى است كه در آينده نزديك و به يارى خدا اسلام را به عنوان تنها مكتب نجاتبخش بشريت مىپذيرند و ذرهاى هم از اين سياست عدول نخواهد شد.»
پيام به مسلمانان ايران و جهان و زائران بيت الله الحرام(برائت از مشركان) صحيفه امام، ج20، ص: 319
اگر اين جملات نگارنده بر شما تأثيري ندارد، به گيرنده هاي خود دست نزنيد، اشكال از فرستنده است.
اگر جملات امام را درك نمي كنيد، نيز زياد تلاش نكنيد قابل اثبات نيست!
آدمها و کشورهای جهان چهارم!

کشف کشورهای ریزه میزه و علاقه به یاری و کمک این کشورها یکی از نکات برجسته سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دوره اقای ولایتی زمان جنگ و دوره اخیر است. یکی از انتقادات ثابتی که به انبیا و پیامبران الهی می شد این بود که چرا افرادی که دور شما جمع شده اند از میان جماعت بی مقدار و پست جامعه هستند. البته عکسهای مشابه داخلی نیز می توان اضافه کرد ولی رسیدگی به حال جماعت فقرای داخلی با اندیشه های دولت رفاه و پوپولیسم قابل توجیه است.
انومن لك و اتبعك الارذلون قال و ما علمى بما كانوا يعملون ان حسابهم الا على ربى لو تشعرون/ شعرا 113
آن چه که پیش فرض و مبنای چنین سخنی است معیار و میزان شمردن قدرت و قیافه و اموال فراوان است. که باز هم تصریح قرآن را بر آن داریم.
قَالُوَاْ أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَال
ِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ
بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ . بقره 247
البته این شواهد اماره هایی که انسان را در بر صراط بودن خویش دلگرم می کند والا از استنتاج از نتیجه به اصل تا حدودی قبیح است.
هشدار: از دوستان کم حوصله خواهش می کنم این مطلب را نخوانند!

وقتی در هواپیما از او پرسیدند: چه احساسی داری؟ گفت هیچ!
وقتی قطع نامه را امضا کرد، گفت: جام زهر نوشیدم!
یکی از اساتید عرفان و فلسفه چه تفاوتی بین این دو واقعه هست که حضرتش این چنین سخن می گوید؟ خودش در جواب گفت شاید به خاطر این است که امام در مسئله انقلاب جز یک تحول سیاسی را نمی دید! ولی در پایان جنگ بسته شدن یک باب عروج آسمانی و تربیت نفوس را می دید!
این ها را هم من اضافه کنم. انقلاب یک هیجان عمومی بود که مبتنی بر یک حرکت بطئ 15 ساله تربیت نخبگان موج برپاکرد و توانست به یک تحول سیاسی و اجتماعی منجر شد. اما همین موج در جنگ حضور نداشت و بیش از 10 درصد جامعه درگیر نشد ولی این ده درصد هشت سال بدون هیجان و در بدترین فشارهای اقتصادی ایستاد و جنگید تا زمانی که عده ای از فرماندهان سیاسی و نظامی خسته شدند و به بقیه نیز تهمت خستگی زدند و ادامه داستان....
در مسئله انقلاب همه تلاشها برای نابود کردن بود در دوره جنگ تلاش برای ساختن و باقی ماندن بود. تلاش منفعل و تلاش فعال.
کسانی که جنگ را اداره کردند هیچ هدفی جز اسلام نداشتند دفاع از سرزمین و این حرفهای ملی گرایانه نیز برای زمانی است که تیر و موشک را در تلویزیون نشان می دهد و زمینی که چهل هزار گلوله در خود جای دهد جای احساسات صورتی ناسیونالیستی نداشت.
قطعا هنوز برای این سوال باید جوابهایی قویتری جستجو کرد. انقلاب بالاتر بود یا جنگ؟
مرتبط: مطلب دانشطلب در مدرسه ما درباره اين مطلب: از هیچ تا جام زهر ... و ما برای ایران جنگیدیم، نه برای اسلام
هرچند مطلب مربوط به ماه مبارک رمضان و حاج منصور است ولی این شبهای عاشورایی نیز شبهای حاج منصور است: فقط باید ساعت مراسم را عوض کرد و به جای کلمه مناجات روضه بگذارید.
اما بعضی عقلا هم مرام شان فرق می کند و شبهای ماه رمضان بیدارند اما نه پای رسانه ها. معلوم نیست این آدم ها که تازه 12 شب برای شان اول شب است و خب تا ساعتی مانده به اذان هم مدهوش نسیم های عرشی مسجد ارکند، کی هُلهُلکی به خانه میرسند و کی سحری خوردن و نخوردن و ادای فریضه نماز و بعد هم تن سپردن به فریضه خوابی که تا سه چهار ساعت بعدش قضا می شود! البته دولت هم که ساعتی فرجه رمضانیه داده و خواب شیرین بامدادی مردم تمدید نموده و زنگ رحیل به تعویق انداخته. خدایش خیر دهاد! که همه از عارف و عامی معترفند به شیرینی این تصمیم کارشناسانه!
خلاصه، عموم اهل تهران دست کم شنیده اند که جایی در حوالی جنوب شهر ،هیئتی هست به نام حسین جان که همين پارسال با واقعه آتش سوزی مسجد ارک و تشییع شهدایش باز بر سر زبان مردم و رسانه ها افتاد.
شاعر شهرم مُرد....

می خواستم
شعری برای جنگ بگویم
شعری برای شهر خودم- دزفول -
دیدم که لفظ ناخوش موشک را
باید به کار برد
اما
موشک
زیبایی کلام مرا می کاست
گفتم که بیت ناقص شعرم
از خانه های شهر که بهتر نیست
بگذار شعر من هم
چون خانه های خاکی مردم
خردوخراب باشدو خون ا
لود
باید که شعر خاکی و خونین گفت
باید که شعر خشم بگویم
شعر فصیح فریاد
- هرچند ناتمام-
گفتم:
شعر ابوالفضل زوریی نصرآبادی در
عزای از دست رفتن دوست عزیزش: در بدرقه دوستم قیصر امین پور
احمدی نژاد لسان صدق انقلاب است
این تیتر را دوست و برادر اندیشمندم عطاالله بیگدلی به من هدیه داد، زمانی که بحث از سخنان پرفسور مولانا و جایگاه احمدی نژاد در تاریخ انقلاب اسلامی بود. البته تحذیری را هم عنوان کرد۱. این جایگاه سوای عملکردی است که احمدی نژاد موفق یا غیر موفق داشته است.۲
از مدتها پیش این حرف را می زدیم ولی امروز یک استاد بین المللی ارتباطات این حرف را گفته است خودتان بخوانید : احمدی نژاد خود، یک رسانه و بدون شک رسانه اصلی ایران است.
پرفسور مولانا، مدیر گروه ارتباطات بین الملل دانشگاه امریکن دی سی: ما سابقه ملایم صحبت کردن را هم داریم. وقتی آنها از اسلام فاشیستی سخن می گویند چرا ما به آنها لبخند بزنیم؟ این نگاه از فکر استعماری، حقارت و عدم اعتماد به نفس ناشی می شود و از این نظریه که چشم آبی ها بهتر از همه دنیا می اندیشند، تبعیت می کند.
۱. اختلاف زاويه حركت دولت نهم از جهت "آرمانهاي واقعي" امام و امت، نسبت به دولتهاي پيشين انقلاب اسلامي، كمتر است. اين را بايد پذيرفت؛ فارغ از باور يا ترديد درآن آرمانها. اما تكرار مخالفت ناسنجيده وزارتخانه محترم علوم با مطالبه انقلاب فرهنگي دانشجويان، برخاسته از چه تفكريست؟ اگر درخواستي نامشروع از سوي گروهكي تجزيه طلب يا معاند انقلاب اسلامي در دانشگاه طرح شده بود، باز هم چنين برخوردي بروز مي يافت؟
معاون فرهنگي وزارت علوم كه هفتهي گذشته در ميزگردي با مصطفي تاج زاده حضور يافته بود، اظهار داشت كه برنامه اي براي انقلاب فرهنگي ندارد. البته ماجرا به همين جا خاتمه نيافت. وي حتي از طرف دانشجوياني -كه به واسطه ي ضعف مديريتي اين وزارتخانه، ماجراهاي دانشگاه تهران و امير كبير را مديريت نموده و جمع كردند و ضمنا مطالبه ي انقلاب فرهنگي دوم را نيز طرح نموده بودند- گفت حتي اين دانشجويان هم طرحي براي انقلاب فرهنگي ندارند. سپس كل داستان "طرح مجدد مسئله نياز به انقلاب فرهنگي" از سوي دانشجويان را، به عكسي از يك پلاكارد، كه بر روي آن نوشته شده بود"انقلاب فرهنگي دوم"، تقليل داد.