



جرزن ها به بهشت نمی روند
حتی اگر از شنبه تا پنج شنبه نماز جمعه بخوانند
و برای قبولی نذر خواهر "هیلاری"
و به نیت چهارده معصوم
از فرمانیه تا "خیابان چهاردهم"(۱) واشنگتن دی سی شنبلیله بکارند
جرزن ها به بهشت نمی روند
حتی اگر در لیله الغرائب
با توسل بر پیامبران بی پیام،
و معصومین گناهکار "سروش" آورده،
همه امور را بر خدای خود پنداشته "ریچارد داوکینز"(۲) تفویض نمایند
مردم "صحیفه" نخوانده اند
ولی امام و انقلاب را خوب می شناسند
مردم عوامند
ولی دشمن را به اشتباه نمی گیرند
حتی اگر "کلینتون" کشکول به دست،
در خاورمیانه دوره بیفتد
و "بوش" مدرسهء خیریه بسازد
حتی اگر "اوباما" کنار سفره افطار
برای اعتلای اسلام دست به دعا بردارد
و "مک کین" به مستحقین این ور آب
قربه الی الله چند میلیون دلار اعانه بدهد
حتی اگر مادام "آلبرایت"
از مامان شاهدخت عزیز بخواهد
سر نماز تسبیح هزار دانه بگرداند
و برای بالارفتن سهام سطل آشغالی "هالیبرتون"(۳) کاری بکند
من می گویم شما
ولی شما به خود نگیرید و بخوانید آنها
به قول شما
مردم همان لشکر قابلمه به دستند
ولی پایش بیفتد با قابلمه بر فرقتان خواهند کوفت
و انقلاب را بیمه خواهند کرد

مردم بی سواتند
و سرشان به کار خودشان گرم است
ولی فرق سره را از ناسره می دانند
و دست خونی کاخ سفید را در "ناصریه"
و دست برخی را در جیب کاخ سفید
و برق شمشیر ابن ملجم را در تهران می بینند
مردم جوات و مواتند(۴)ولی معنای دروغ های مسلول ایران سل را می فهمند
و به کامبیز "شواردزینگر"
که نام خود را در المثنای چهارم شناسنامه اش، حاج عز الدین قصاب گذاشته
و هر شب به فتوای شیخ احمق "هاآرتص"
برای پیروزی سیاست های شهید "آبراهام لینکلن" عزیز، الله اکبر می گوید
اعتقادی ندارند
آری
حتی اگر عجوزه های خوش پوش بالای شهر دمق شوند
و سابرینا چند روز با پوستر تمام قد "داریوش" قهر کند
باز هم نظر باربرهای میدان تره بار به رأی هایشان عوض نخواهد شد
حتی اگر کامران کمر طلا
به نشانهء اعتراض
چراغ لامبرگینی سبز رنگ مدل 2008 باباش را روشن بگذارد
و سر راه "گودبای پارتی" آماندا باربی
به وانت اکبر بوقی، سبزی فروش سیار این روزها راه ندهد
باید واقعیت را قبول کرد
باید خود را گول نزد
باید تقصیر ها را گردن ترجمه نینداخت
باید مثل کبک سر در اینترنت فرو نبرد
و روشن فکرانه از نرم افزار "بابیلون" امید معجزه نداشت
باید پذیرفت که اگر "گوگل"
دری وری های خود را به زبان دری هم سرچ کند
و "بیل گیتس"
در نسخه تکمیلی "ویستا"
پارسی هخامنشی را هم پاس بدارد
و "جیم کری"
در انیترنت دنبال گرل فرند پرشین هم بگردد(۵)باز هم "زبان گنجشک" های دودی میدان راه آهن،
زبان فخیم "عرعر" های پرورشی شمال شهر را نمی فهند
باید قبول کرد زبان "تهرانی" با "تیرونی" دوتاست
و تیرونی ها با تیکه کلام های تهرانی و تیک های هیستیریک شمال شهر بیگانه اند
همانگونه که گردن های ضخیم
یک عمر چاک انگشتان عباس واکسی را باور نکردند
و نفهمیدند برای ترجمه درد هایش
آب دهان او از هر رسانه ای رساتر است
و قسط های عقب افتاده
برای پریشاندن شب هایش
از همهء نقش های خفن "آنتونی هافکین" خوفناک تر بوده اند(۶)

باید واقعیت را پذیرفت
باید واقعیت را چه با وافور، چه در زرورق استنشاق کرد
باید واقعیت را یک نفس رفت بالا
یا حداقل تزریق کرد
واقعیت این است که واقعیت تلخ است
واقعیت این است که واقعیت در روزنامه ها نیست
و سایت های خبری در هپروتند
واقعیت این است که مجلات رنگی
از اوضاع سیاه و سفید مردم بی خبرند
واقعیت این است که روزنامه ها
از "تروتسکی" و تقلب و "ابوغریب" و "گوآنتانامو" دفاع می کنند
و نسبت به افزایش زاد و ولد موشها هشدار می دهند
و مردم را از آنفولانزای خوکی می ترسانند
حال آنکه نمی دانند کمی دورتر از میدان شوش
مردم در شش و هشت زندگی خود مانده اند
و بعضی از خجالت دختران دم بخت دق می کنند
واقعیت این است که تمام اتوبان های شهر
سالوسانه به سمت "دارآباد" می لغزند
ولی کوچه های زخم دار جنوب شهر آباد نمی شوند
واقعیت این است که در اداره ها
پودمان های آموزشی چند برابر شده اند
ولی هیچ پمادی ترک دستهای ننه رقیهء لیف باف را دوا نکرده است
واقعیت این است که شهرداری منطقه دو
برای زیبایی شبهای پارک ملت آب نما میسازد
ولی در رباط کریم و حومه نامبیایی برپاست که بیا و ببین
واقعیت این است که خیابان های "فرمانیه" و "قیطریه" و" آجودانیه" نورباران است
ولی کارگرهای "شهر ری" از شرمندگی دست های خالی،
در پناه ظلمات آخر شب یواشکی وارد خانه ها می شوند

اما حالا دیگر همه چیز فرق کرده است
انتخابات ید بیضاء کرده
و عصای موسی
همهء ساحران و طنابهایشان را باهم خورده است
حالا دیگر سپورهای شهرداری
بر سفرهء شرخر های از خدا بی خبر شوریده اند
و نان دریوزه های حزبی و روسپیان سیاسی آجر شده است
باید باور کرد که دیگر دعوا بین چپ و راست نیست
که بین جیب های گشاد و دست های خالی است
و جیب برها
حتی اگر همه اموال دولتی را وقف نمایند
و مثل کفتارهای "گینه بیسائو"،
نعش کفترهای بی صاحب را بالا بیاورند
باز حسابشان با کرام الکاتبین است
و دروغ گوها
حتی اگر از جکوزی خانه های خود
گورهای دست جمعی و لیست های هفتاد و دو نفر استخراج کنند
و برای خالی نبودن عریضه،
از ماتحت بیچاره های کهریزک خرج نمایند
باز نمی توانند از عدالت فرار کنند
دیگر از عورت بی حیای عمروعاص هم کاری ساخته نیست
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(۱) خیابان چهاردهم واشنگتن دی سی خیابانی است که یک سمت ان کاخ سفید قرار گرفته است(۲) ریچار داوکینز نویسنده کتاب پندار خدا و بوده و در این کتاب خدا را آفریده توهم انسان می داند(۳) سهام سطل آشغالی سهام بی ارزشی است که ارزش معاملاتی و بورسی نداشته و به همین دلیل به این نانم معروف شده اند.(۴)اشاره به شعار طرفداران موسوی در انتخابات که می گفتند "هرچی جواد مواده دنبال احمدی نژاده" (۵) اشاره به فیلم یس من " آقای بله" جیم کری که در صحنه ای از ان بازیگر نقش اول در حال جستجوی دوست دختر ایرانی در اینترنت است.(۶) بازیگر فیلمهای ترس ناک مثل سکوت بره ها و . . .
سخنان منتشر نشده رئیس مجلس خبرگان:

زير سقف انقلاب كسي با صلاحيتتر از آيتالله خامنهاي براي رهبري نيست!
یحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَن يُرْضُوهُ إِن كَانُواْ مُؤْمِنِينَ!
أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّهُ مَن يُحَادِدِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ
توبه 62-63
معنی آیات رو نیاوردم به خاطر همین نیم بند احترامی که آقا برات نگه داشته است. آیات قبل و بعد هم اهل بصیرت بخوانند. قرآن 1400 سال پیش عجب حرفهایی زده است. عجب روانشناسی سیاسی ای درس داده است.
كَيْفَ يَهْدِي اللّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَ اللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِين*
أُوْلَـئِكَ جَزَآؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَ الْمَلآئِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ*
خَالِدِينَ فِيهَا لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَ لاَ هُمْ يُنظَرُونَ*
إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَّحِيمٌ*
آل عمران86-89
به صورت قطعی و یقینی اعتقاد دارم این نوشته ها، بر بصیرت امت حزب الله نخواهد افزود. این را آن روز فهمیدم که در حرم امام بعد از مناظره تاریخی حاضر شدم. این را آن شب فهمیدم که ساعات بعد از مناظره جلوی صدا و سیما زن و مرد و پیر و جوان حزب الله جمع شده بود. هر چند که احمدی نژاد عرضه قدردانی از این بصیرت را نداشت. و چه خوب شد که زود بر حزب الله معلوم شد، که برادرمان درسهای گذشته را خوب پاس نکرده است و الخ!
این پست ها و مطالب جدیدی نیست، جز تواصی به حق و تواصی به صبر، که امیر فتنه سوز فرمود:
لايحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر
احتمالا این توضیحات برای این چنین مطالبی از سوی سایت ایشان منتشر شده است: +
مرتبط:
کفر کفر است، اگر مسجد اگر قرآن است!
کفر کفر است ، اگر مسجد اگر قرآن است
اين عكسها با مقداري حذفيات در سايت آينده نيوز درج شده است. البته قطعا يك فهم ساده رسانه اي به شما مي گويد كه منظور اين عكس ها تخفيف احمدي نژاد در برابر سران نفاق است كه سابقه اي كذا داشته اند. اما شاعر انقلابي كار ما را ساده تر كرده است. محمد كاظم كاظمي شاعر افغاني كه خدايش عمر طولاني بر همين صراط اسلامي انقلابي دهاد!
اين سايت كه منافقانه و مزورانه از موضع رهبري و امام كمر به قتل خط انقلاب و حزب الله بسته است. دست اندركاران نفتي اين سايت تلاش بي فايده اي را براي ساختن چهره اي انقلابي و حزب اللهي از هاشمي رفسنجاني دارند... بيش از حد توضيح دادن حاشيه زدن عكس ها با شعر عبث مي كند! هر چند اين سايت و خط منافقانه اش براي اهل بصيرت پوشيده نيست، ولي بي پاسخ ماندن، گردن كشي هايش و شيطنت هايش، از عدالت به دور است!
اين چند بيت اول كه خطاب به سايت آينده نيوز است كه حالا حالاها با آن كار داريم:
اي جماعت نه اگر بيش ، كمي عار كنيد
كي شما روزه گرفتيد كه افطار كنيد
سرفرازي نه متاعي است كه ارزان برسد
سحر آن نيست كه با بانگ خروسان برسد
سحر آن است كه بيدار شود اقيانوس
سحر آن است كه خورشيد بگويد نه خروس
تصاویر:هاشمی،موسوی واحمدی نژاددرجبهه

كفر كفر است اگر مسجد اگر قرآن است
خصم خصم است اگر بوذر اگر سلمان است

دل مبنديد كه صد فتنه در اين پنهان است
اين همان قصه اسلام ابوسفيان است

هر كه با عذر و بهانه است ، خداحافظ او
هر كه پابسته خانه است ، خداحافظ او
با چنين بينفسان حرف و سخن بيهوده است
ما نميميريم پس فكر كفن بيهوده است
.jpg)
محو فرعون مشو نیل شدن آسان است
سنگ پیدا کن ابابیل شدن آسان است
مرتبط:شعری برای سوم تیر
هاشمی از اول خسته بود
انقلاب باید فرزندان خود را بخورد
دوستان رجانیوز در لینک کردن مطالب انتقادی کمتر اهتمام دارند، نه اینکه اصلا نداشته باشند. لذا جهت سوء استفاده از لینکشان مطلب خود را در همین پست دوباره لینک می دهیم:
احمدی نژاد هیچ کاره است! چگونه یک عمل خالصانه از بین می رود؟
ظاهرا این خط انحراف آینده، هوشیاران دیگری هم دارد:
چگونه یک عمل خالصانه از بین می رود؟
آنچه که در ذیل می آید، سخنان یک نفر در باب سخنرانی احمدی نژاد در سازمان ملل است. بدون اینکه این شخص کیست و چه کار است و کجاست! توسط ابزار رنگ و فونت یک نگاه تحلیل گفتمانی به متن شده است. آن چه در این متن موج می زند، ستایش از رئیس جمهور و باد کردن احمدی نژاد است. همان طور که در نوشته قبلی هم آمد، سخنان و ایده هایی که احمدی نژاد در تریبون سازمان ملل گفته است، بسیار نزدیک به بیان و بنان امام خمینی است+. اگر کسی شک دارد می تواند سخنان آیت الله خامنه ای سال 1366 در سازمان ملل را بخواند + و گوش + فرادهد.
اما اینکه برای رئیس جمهور یک فرد بریده از متن و عقبه اش بتراشیم و از نقش خداوند در تأثیرگزاری و اثر بخشی به کلام و عمل ما انسانهای خطاکار و مقصر غافل شویم، زمزمه ها رحمانی نخواهد بود. چه بدانیم و چه ندانیم. اگر بر این مستوی و سطح نیز اتفاق نظر نباشد، تقدیس و بزرگنمایی شخص رئیس جمهور، چیزی جز تملق و چاپلوسی نیست که وظیفه تملق شونده، خاک پاشیدن بر دهان اوست.
خدا همه ما را از شر شرور انفس و نفس های شیطانی دور دارد!
در این کلام و بیان واژگانی که به شخص رئیس جمهور تاکید دارد، ضرب آهنگ و نواخت بالایی دارد، استفاده از صفات تقدیسی و تفخیمی نیز هم چنین. در برخی موارد به صورت جزئی به مبنا و منبع و چیزی غیر از شخص رئیس جمهور اشاره شده است. البته این چیزی است که یک دانشجوی ساده علوم انسانی در آورده است و احتمال خطا و اشتباه روش شناختی در آن بسیار است.
اللهم ارنی الاشیاء کما هی!
.... در خصوص سخنان شب گذشته رئيس جمهور كشورمان در سازمان ملل اظهار داشت: هر كار درست بايد منطق داشته باشد و يك سخنراني هم هنگامي مؤثر است كه داراي بنيان و نگاه باشد و بتواند مفهومي كلامي به جامعه منتقل كند.
اگر به سخنرانيهاي رئيس جمهور كشورمان در 5 دوره اخير اجلاس سالانه مجمع عمومي سازمان ملل بنگريم متوجه ميشويم كه مسائل مهم مطرح شده از سوي ايشان يك مجموعه و داراي ساختار و داراي منطق فكري است.
به اعتقاد .... هنگامي كه يك كار استمرار مييابد قطعا بيش از اقدامات مقطعي آثار
گسترده دارد و صحبتهاي احمدينژاد از اين منظر قابل تامل است كه داراي
انسجام و به هم پيوستگي و استمرار است.
رئيس
جمهور در طول این سالها مواضع كشور ما را اصولي و منطقي و محكم ارائه
كرده و امروز شاهد آن هستيم كه رئيس جمهور آمريكا حرفهايي تقريبا مشابه
حرفهاي احمدی نژاد ميزند.
وي ادامه داد: قطعا آقاي احمدينژاد
تغيير نكرده بلكه حرفهاي رئيس دولت آمريكا كه با وجود ادعاي راهبري جهاني
تغيير كرده و اگر به درستي به سخنان اوباما در سازمان ملل توجه كنيم متوجه
ميشويم كه مخاطبان سخنان وي در مقاطعي او را تشویق ميكردند كه سخناني
نزديك به نظرات رئيس جمهور ايران بيان ميكرد.
.... اظهار داشت: حرفهاي اوباما را ميتوان در جهت بازگشت از مواضع
خصمانه و زورمدارانه گذشته ارزيابي كرد و اظهارات وي بيانگر آن است كه اين
آمريكا نيست كه مشكلات جهان را حل ميكند بلكه جهان است كه بايد مشكلات
آمريكا را حل كند.
... افزود: سخنان اوباما را ميتوان در
اين جهت ارزيابي كرد كه آنها به نادرست بودن مسيري كه پيمودهاند واقف
شدهاند و تنها با عرضه اصول و مباني از سوي آقاي احمدينژاد دريافتهاند
كه تنها راه حل مشكلات امروز جهان پذيرش واقعيتها است.
وي تصريح
كرد: حرفهاي كه رييسجمهور كشورمان بيان ميكند حرفهاي سياسي نيست كه
منحصر به زمان شود بلکه اينها مباني و ديدگاههاي محكم اعتقادي ما است.
... ادامه داد: رييسجمهور در سخنان خود منافع انسانها را در نظر ميگيرد
و آنچه مطرح ميكند اهميتدادن به جايگاه ملتها در تحول جهاني و
مشاركتدادن آنها در امور جهان است كه هرگز كهنه نميشود و گرچه با وجود
نزديك شدن ادبيات اوباما به ادبيات احمدينژاد اتفاقي در صحنه عمل رخ
نميدهد ولي بيترديد صحبتهاي روز گذشته رئيسجمهور آمريكا در سازمان ملل
به عنوان یک سند در میان ملتها ميماند و بررسي صحبتهاي رؤساي جمهور
سابق و فعلي آمريكا نشانگر تحولات خواهد بود.
... جمهور
گفت: امروز ميتوان اثر پذيري سخنان آقاي احمدينژاد در سطح جامعه جهاني
درك كرد و افكار عمومي بيدار شده و از ديدگاههاي ايشان استقبال ميكند و
از نكات جالب در اين زمينه نقد آقاي احمدينژاد به وضع موجود دنيا است و
راه حل وي براي برونرفت از اين وضعيت است.
... افزود: آقاي
احمدينژاد در سخنراني خود بسيار روشن به آینده مينگرد و به انسانها
اميد ميبخشد كه اصلاحاتي كه براي اداره امور جهان مدنظر اوست شدني است و
اين نگاه به آينده برگرفته است مكتب فكري اسلام و به طور خاص تشييع است.
وي
تصريح كرد: درك همه انسانهاي آزاديخواه و حقطلب به دنبال آينده روشن
هستند اما تاكيد آقاي احمدينژاد روي اين مساله منبعث است كه اعتقاداتمان
ريشه در انديشه ديني است.
از ... علت حضور
احمدينژاد در صحن سازمان ملل هنگام سخنراني باراك اوباما همتاي آمريكايش
سوال شد كه وي با زيبا توصيف كردن اين حركت رئيسجمهور گفت: آنها
ميگفتند كه ايران هيچ ايده و حرفي ندارد و جمهوري اسلامي را نظامي
خشونتطلب و بيمنطق معرفي ميكردند كه اهل تعامل و همكاري جمعي با
جهانيان نيست.
... افزود: احمدينژاد با اين حركت نشان داد
كه حرفهاي آنها نادرست است و كساني كه ميخواستند ما را منزوي كنند خود
منزوي شده و حالا خود مجبور به ترك صحنه هستند.
وي در پايان خاطر
نشان كرد: احمدينژاد با حضور موثر خود در مهمترين مركز جهاني و بيان اصولي و منطقي و محكم مواضع كشورمان ثابت كرد جمهوري اسلامي در خصوص اداره
جهاني با مشاركت ملتها ايده دارد و شما ديديد كه در اجلاس ژنو آنها بودند
كه مجبور شدند از صحنه بيرون بروند.
مرتبط:
صندلی های خالی سازمان ملل، خالی تر باد!
دلمان و قلبمان زخمی و غمین و غصه مند از اقدامات احمدی نژاد است، خب باشد! حراممان باد اگر نگوییم که بعد از اتفاقات اخیر در انتخابات ریاست جمهوی که دعوا بر سر تأویل انقلاب و تفسیر مکتب امام شد، غلط پنداشتم که تکرار سخنان امام و کلیات و اصول را لزومی نیست. لذا باید به سخنان مفسر کبیر انقلاب و خط امام حضرت آقا برویم! اما وقتی حرامزداگی و بی صفتی سیاسی و بی مروتی برخی داخلی ها را می بینم که به اسم انقلاب و امام چه وقیحانه، اصول و محکمات انقلاب را به سخره می گیرند و بهانه شان را احمدی نژاد قرار داده اند، اول در دل نفرینی به احمدی می کنم و بعد تیغ تند کلام امام را به سوی منافقان و خناسان نشانه می روم!
۱. ملت عزیز ما که مبارزان حقیقی و راستین ارزشهای اسلامی هستند، به خوبی دریافته اند که مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست. و آنها که تصور می کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه اند و آنهایی که تصور می کنند سرمایه داران و مرفهان بی درد با نصیحت و پند و اندرزمتنبه می شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می کنند آب در هاون می کوبند. بحث مبارزه و رفاه و سرمایه، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است که هرگز با هم جمع نمی شوند. و تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بی بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلابها هستند.
2. نکته مهمی که باید همه ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قراردهیم این است که دشمنان ما و جهان خواران تا کی و تا کجا ما را تحمل می کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند. به یقین آنان مرزی جز عدول از همه هویتها و ارزشهای معنوی و الهیمان نمی شناسند. به گفته قرآن کریم، آنها هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما برنمی دارند. مگر اینکه شما را از دینتان برگردانند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیست ها و آمریکا و شوروی در تعقیبمان خواهند بود تا هویت و شرافت دینی مان را لکه دار نمایند.
3. بعضی مغرضین ما را به اعملا سیاسیت نفرت و کینه توز ی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرارمی دهند و با دلسوزی های بی مورد و اعتراضهای کودکانه می گویند جمهوری اسلامی سبب دشمنی ها شده است و از چشم غرب و شرق افتاده است! که چه خوب است این سوال پاسخ داده شود که ملتهای جهان سوم و مسلمانان، و خصوصاً ملت ایران، در چه زمانی نزد غربی ها و شرقی ها احترام و اعتبار داشته اند که امروز بی اعتبار شده اند!
5. قدرتها و ابر قدرتها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خمينى يكه و تنها هم بماند به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت پرستى است ادامه مىدهد و به يارى خدا در كنار بسيجيان جهان اسلام، اين پا برهنههاى مغضوب ديكتاتورها، خواب راحت را از ديدگان جهانخواران و سرسپردگانى كه به ستم و ظلم خويشتن اصرار مىنمايند سلب خواهد كرد .
فرازهایی از پیام قطع نامه
6. ما بايد در صدور انقلابمان به جهان كوشش كنيم و تفكر اينكه ما انقلابمان را صادر نمىكنيم كنار بگذاريم، زيرا اسلام بين كشورهاى مسلمان فرقى قائل نمىباشد و پشتيبان تمام مستضعفين جهان است از طرفى ديگر تمام قدرتها و ابر قدرتها كمر به نابودىمان بستهاند و اگر ما در محيطى در بسته بمانيم قطعا با شكست مواجه خواهيم شد.ما بايد حسابمان را صريحا با قدرتها و ابر قدرتها يكسره كنيم و به آنها نشان دهيم كه با تمام گرفتارىهاى مشقت بارى كه داريم، با جهان برخوردى مكتبى مىنمائيم.
پيام امام خمينى به مناسبت سال جديد 1359

آن چه که احمدی نژاد در تریبون سازمان ملل هر ساله گفته و می گوید، چیزی جز بیان و بنان انقلاب نیست، هر چند قصه عمل در جای خود باقی است. اما واکنش دشمنان قسم خورده انقلاب و حامیان خرده ریز و بی خاصیت ریز و درشتان، جز بر ایمان ما در درستی راه و مکتب مان نمی افزاید! البته این مصادیقی که در ذیل خواهد آمد از بوقهای حرامزاده و حرام لقمه ای است که از زنای سیاست و نفت بدست آمده اند! هر چند صاحبان آنها در گوشه و کنار این حقد و کینه را بیرون می ریزند ولی زحمت ما را برای جستن این رگه های نفاق عملی و نظری ساده تر کرده اند!
مرتبط:
سخنان احمدی نژاد در سازمان ملل مهر ۸۸
نمونه هایی از خناسی:
عکسهای حاشیه سخنرانی رئیسجمهور در سازمان ملل؛ وقتی لبنان هم در سالن نیست
سفر نیویورك بر فضای كشور تأثیر مثبت خواهد گذاشت
احمدینژاد هنگام سخنرانی اوباما، جلسه را ترک نکرد
هولوکاست؛ بخش غایب سخنرانی احمدینژاد در سازمان ملل
شش نکته احمدینژاد برای جهانیان (تیتری است که خبر آنلاین برای متن کامل سخنرانی رئیس جمهور گرفته است)
جناب آینده نیوز یک سوال ساده احتمالا از بنده و امثال این نوشته کرده است: http://www.ayandenews.com/news/13111/
جواب سوال: من که جوابی ندارم! توضیح دادن واضحات برام بسیار سخت است!
مطلب خیلی مرتبط:
۱. اين دستاوردها كه مفت به دست نمىآيد. تا ملتى فداكار نباشد، تا ملتى بااراده و مصمم نباشد، كه اين چيزها به دست نمىآيد. ما بيائيم به خاطر دشمنى با زيد و عمرو و اين دولت و آن دولت و مسئولين اجرائى يا مسئولين كذا و كذا، اصل نظام را زير سؤال ببريم؛ سياهنمائى كنيم! كارى كه متأسفانه بعضى از نخبگان سياسى ميكنند.
۲. وقتى رحمت الهى براى ما پيش خواهد آمد كه مواظب و مراقب خودمان باشيم؛ مراقب حرف زدنمان، مراقب اقدام كردنمان، مراقب تبليغاتمان. اين فضاى بى بند و بارى در حرف زدن، در اظهارات عليه دولت، عليه كى به خاطر اغراض، اينها چيزهائى نيست كه خداى متعال از اينها بهآسانى بگذرد. آن وقت كسانى خطا ميكنند، خداى متعال «و اتّقوا فتنة لا تصيبنّ الّذين ظلموا منكم خاصّة»! بعضى از ظلمها، بعضى از كارها هست كه نتيجه و اثر آن دامن همه، نه فقط دامن آن ظالم را ميگيرد! ديدار مسئولان و كارگزاران حج 15/8/1387
(گوش کنید +)
وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمْ خَآصَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ
انفال ۲۵
و از فتنهاى بترسيد كه تنها دامن ستمگران شما را نمىگيرد، و بدانيد كه خداوند سخت كيفر است!
تفسیر اطیب البیان +:
در اين آيه مي خواهد همه مؤمنان را از فتنه اي كه مخصوص به ستمكاران از ايشان بوده و مربوط به كفار ومشركان نيست ، بيم دهد و بگويد كه اثر اين فتنه همه را در بر خواهد گرفت ،پس واجب است كه همه با امر به معروف و نهي از منكر به قطع ريشه آن فتنه بپردازند.
تا اختلافات داخلي كه وحدت ، آنها را تهديد مي كند و باعث فرقه فرقه شدن آنهامي شود، از بين برود، چون در غير اين صورت هر دسته اي كه غالب شوند، زمام امور را بدست مي گيرند و مسلم است كه اين غلبه ، غلبه فساد است نه غلبه كلمه حق و دين حنيفي كه خداوند همه مسلمانان را در آن شريك ساخته، پس فتنه همان اختلاف و تفرقه بين امت است كه آثار آن گريبانگير همه مردم مي گردد.
اختلاف در مورد امري كه تمامي امت حقيقت امر را مي فهمند، اما يك گروه از قبول آن سرپيچي نموده و آگاهانه به ظلم و منكر اقدام مي كنند و آن گروه ديگرهم كه حقيقت امر را قبول كرده اند آنها را نهي از منكر نمي كنند و لذا آ ثار سوء آن دامنگير همه امت خواهد شد.
احمدی Bye Bye
باسمه تعالي
آقاي احمدي نژاد خداحافظ!
سلام آقاي احمدي نژاد!
سال 84 به يكباره آمدي و ما سال ها بود از همه چيز نااميد شده بوديم، در ناصيه ي شما اعتقاد راسخ به اسلام، انقلاب و ولايت روزنه اي از اميد را د دلمان روشن كرد. فكرش را بكن؛ بعد از هشت سال حاكميت اصلاح طلبان، مجلس ششم، كارگزاران، كوي دانشگاه، روزنامه هاي زنجيره اي، تحقير حزب الله، آبروريزي هاي پي در پي بين المللي، فشار به ولايت و... حالا كسي آمده كه به هيچ كس بدهكار نيست...دست آقا را مي بوسد...كت و شلوار نمي پوشد...مي گويد نوكر محرومين است...تكبر ندارد...اهل زد و بند نيست... ما به همين راحتي ها شيفته مي شويم... اصلاً اين عادت آدم هاست كه از ديدن خوبي ها زود ذوق مي كنند...فألهمها فجورها و تقواها.......
چهار سال فحش خورديم و دفاع كرديم. نوشتيم. گفتيم. فرياد زديم. از اين سخنراني به آن سخنراني، شده بوديم سخنگوي شما. ديگر گوشت هم گران مي شد به من زنگ مي زدند! چه برسد به كردان...به مشائي...به... كاش بودي سر كلاس هاي آخر ترم كه دانشجوهاي دانشگاه هنر مي پرسيدند به چه كسي رأي مي دهي و من كه پاسخ مي دادم با تعجب نگاهم مي كردند و حرفهايي ميزدند! راستش دست آقا را ديديم كه روي سر شماست و لبخندش را كه راضي است. سخنان دوم شهريور پارسالش همه ي شك و ترديدهايمان را گرفت و ما را كرد يكپارچه سرباز براي دفاع و حمايت از شما... نه از تو كه از ولايت، از علي.
ذوق و شوقمان در روزهاي منتهي به انتخابات صد چندان شد. مصلّي امام خميني(ره) را كه ديدي؟ چند صد هزار نفر مشتاق: دانشجو، بسيجي، كارگر، بدحجاب، پدر شهيد، همه بودند. چقدر گريه كردم وقتي كه مادر شهيد صياد شيرازي براي تو دعا ميكرد و رضازاده كه فرياد مي زد يا ابالفضل. مطمئن بودم اينبار هم برنده اي. مگر ميشود كه برنده نباشي؟ آنهمه عشق و اشتياق كه مردم محروم و نجيبمان در سفرهاي استاني به پايت ريخته بودند مايه ي دلگرمي مان بود. ومن مطئن بودم كه تعداد روستائيان و محروماني كه در اين 4 سال به اعتقاد راسخت به خدمت مطمئن شده اند خيلي بيشتر از تهران نشين هاي خوش نشين و سبز پوش است.
به تو رأي داديم. و تا قيام قيامت از رأيم دفاع خواهم كرد. رأي دادم چون چهره ي نفاق را در جبهه ي طرف رقيبت ديده بودم و دندان هاي هار كينه توزاني را كه براي دريدن جامه ي ولايت بهم فشرده شده بودند. رأيم را پس نخواهم گرفت. فرزندان روح الله آموخته اند در هر زماني به تكليفشان عمل كنند و تكليف ما ، بدون هيچ ترديدي، رأي دادن به تو بود كه خط امام و انقلاب را احيا كرده بودي و پس از سال ها آبروريزي دوباره در جهان آبرومندمان كرده بودي.
آقاي احمدي نژاد!
طعم خوش پيروزي گفتمان امام در وانفساي نفس پرستي هاي پس از انتخابات، زهرمان شد. مرديم از دلواپسي براي انقلاب و مريض شديم از خون دل خوردن. در نماز جمعه با آقايمان گريستيم...در تنهايي مسببانش را لعنت كرديم و شبها پاي اخبارهاي خارجي دندان هايمان از دروغ ها و هتاكي ها بهم مي سابيديم.
شده بوديم مرغ سر كنده...آش نخورده و دهن سوخته...از دوست و رفيق فراري و از خودمان حتي متواري كه اين بزرگان ريش سفيد و استخوان تركانده ي انقلاب چرا ساكت اند و آقا چرا اينقدر تنهاست.
بيانيه پشت بيانيه، دروغ پشت دروغ، تهمت سر تهمت، و فاصله ها روز بروز بيشتر و بيشتر. دلخوشيمان اين بود كه دولت اسلامي خواهد آمد و اين تو بميري ها نه از آن تو بميري هاي گذشته است. هر وقت در جر و بحث هاي دانشجويي درباره برخي اعضاي كابينه مورد سوال قرار مي گرفتم مي گفتم: «دست دولت اسلامي خالي است. ما بايد نيرو تربيت كنيم. قرار نيست كه مثل تكنوكرات ها عمل كنيم. انشاءالله كابينه دهم كابينه اي مطلوبتر خواهد بود» و اميد داشتم كساني چون الهام و باقري لنكراني و فتاح و محسني اژه اي بازهم پيدا شوند...بالاخره قرار بود رويش داشته باشيم...ساده زيست، خلاق و پركار، ولايي...
ماجراي تعلل شما را در عزل مشائي كه يادتان هست؟ اين اولين باري بود كه هيچ پاسخي براي توجيه شما پيدا نكردم و سرافكنده شدم. ديگر براي رجانيوز و روزنامه ايران يادداشت ننوشتم...وبلاگم را آپ نكردم... سخنراني هم نرفتم...بعدتر ها چيزهاي جديدتري هم رخ داد. برايم پيغام آوردند كه برخي اساتيد اخلاق گفته اند براي شما دعا كنيم! يعني كار به اينجا كشيده است؟!
آقاي احمدي نژاد!
شنيده هاي پشت پرده را نمي گويم...بگذار پشت پرده بماند. ولي بدان زير تيغ سوال هاي رفقا درمانده مان كردي. سرمان را نمي توانيم بالا بياوريم. كابينه ي جديد را كه معرفي كردي بهت زده شديم. نه از آمدن جديدها –مباركشان باشد- بلكه از رفتن كساني كه مايه ي اميدواريمان بودند. بسلامتي معاون اولتان را هم كه ديروز پريروز منصوب كرديد. برايتان اسفند دود خواهم كرد... و آرزوهاي بلندبالايم را براي نظام اسلامي در آن خواهم ريخت.
در بازار مكّاره ي تهمت ها و هتاكي ها به حضرت آقا منتظر بوديم تا مهره هاي شطرنج تو بازي را عوض كند. آنوقت سرمان را بالا بگيريم و بگوييم دليل حمايت آقا اين بود. ولي تو هر روز دردي بر دردهايمان افزودي. بالاخره رئيس جمهوري...اختيار دار كابينه ات كه هستي...از قديم گفته اند صلاح مملكت خويش خسروان دانند. الان هم خود داني ولي از ما خداحافظ!
خداحافظ آقاي رئيس جمهور!
ديگر روي ما حساب نكن. ما در ركاب تو نبوديم كه سرباز ولايت و فرزند روح الله كبير هستيم. روزي زير بيرق تو سينه زديم چون پرچم دارمان بودي ولي پرچم را زمين بگذاري زمينت مي گذاريم و آنوقت زمين گير مي شوي...آنقدر كه شايد به آخر خط چهارساله ات هم نرسي.
این یادداشت ارسالی یکی از دوستان شفیق و صدّیق است که مدتی مهمان وبلاگستان بود و رفت!
تیتر از من است و حرفها را تا نیمه گفته است و حرف آخر حدیث شریف نبوی باشد که آقای احمدی نژاد:
قال رسول الله صلی الله علیه و آله:
اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنور الله
سنن ترمذي ، كتاب تفسير القرآن ، ح 3052
دفاعیات، ملاحظات، اعترافات هر چه که دوست دارید نامش دهید! شما اصلاح طلب هستید؟ شما اصلاحاتتان نیاز به خون داشت! شما که خود جانباز اصلاحات هستید دیگر چرا؟ حال نوشتن ندارم! دفاعیات یک چپ ایرانی قبل انقلابی را بخوانید و یک راست بعد انقلابی مقایسه کنید؟ خداییش شرف ندارند!

بگویید کردیم! خوب کردیم! دفاع کنید! محکم! بهترین تریبون را دارید! به خاطر آن بدبختهایی که بیرون منتظرند تا یک کلمه شجاعانه از شما بشنوند و اشک غروری بریزند، به جای این همه غم و غصه و درد و فغان!
یک کلمه بگویید شکنجه شدیم، یک کلمه بگویید تقلب شده است، یک کلمه بگویید مردم از شدت خفقان، خفه شده اند! یک کلمه علیه جمهوری اسلامی حرف بزنید! چرا چرا چرا!
بهزاد نبوی تو یک کاری بکن! خدایا این بهزاد نبوی از خودش دفاع کند!
بخشی از دفاعیات خسروگلسرخی:
اتهام سياسي در ايران نيازمند اسناد و مدارك نيست خود من نمونه صادق اينگونه متهم سياسي در ايران هستم، در فروردين ماه چنان كه در كيفرخواست آمده به اتهام تشكيل يك گروه كمونيستي كه حتي يك كتاب نخوانده است دستگير ميشوم. تحت شكنجه قرار ميگيرم (يكي از عمال ساواك فرياد ميزند:دروغه) و خون ادرار ميكنم بعد مرا به زندان ديگري منتقل ميكنند آنگاه هفتماه بعد دوباره تحت بازجويي قرار ميگيرم كه توطئه كردهام. دو سال پيش حرف زدم واينك به عنوان توطئهگر در اين دادگاه محاكمه ميشوم. اتهام سياسي در ايران اينست كه زندانهاي ايران پر است از جوانان و نوجواناني كه به اتهام انديشيدن و فكركردن و كتاب خواندن توقيف و شكنجه و زنداني ميشوند. آقاي رئيس دادگاه همين دادگاههاي شما آنها را محكوم به زندان ميكند. آنان وقتي كه به زندان ميروند و برميگردند ديگر كتاب را كنار ميگذارند مسلسل بدست ميگيرند. بايد به دنبال علل اساسي گشت معلولها فقط ما را وادار به گلايه ميكند چنين است كه آنچه ما در اطراف خود ميبينيم فقط گلايه است. در ايران آنان را به خاطر داشتن فكر و انديشيدن محاكمه ميكنند چنانكه گفتم من از خلق جدا نيستم و نمونه صادق آن هستم اين نوع برخورد با يك جوان كسي كه انديشه ميكند يادآور انگيزيسيون و تفتيش عقايد قرون وسطايي است. يك سازمان عريض بوروكراسي تحت عنوان فرهنگ و هنر وجود دارد كه تنها يك بخش آن فعال است و آن بخش سانسور است كه بنام اداره نگارش خوانده ميشود. هر كتابي قبل از انتشار به سانسور سپرده ميشود درحاليكه در هيچ كجاي دنيا چنين رسمي نيست و بدينگونه است كه فرهنگ موميايي شده كه خاسته از روابط توليدي بورژوازي كمپرادور در ايران است در جامعه مستقر گرديده است و كتاب و انديشه مترقي و پويا را سانسور شديد خود خفه ميكند ولي آيا با تمام اين اعمالي كه صورت ميگيرد با تمام اين خفقان ميتوان جلوي اين انديشه را گرفت؟ آيا در تاريخ شما چنين نموداري داريد؟ خلق قهرمان ويتنام نمودار صادق آن است.پيكار ميكند و ميجنگد پوزه تمدن آمريكا را بر زمين ميمالد. در ايران ما با ترور افكار و عقايد روبرو هستيم، در ايران حتي به زبانهاي بالنده خلقهاي ما مثل خلقهاي بلوچ، ترك و كرد اجازه انتشار به زبان اصل نميدهند، چرا كه واضح است آنچه كه بايد به خلقهاي ايران تحميل گردد همانا فرهنگ سوغاتي امپرياليسم ، آمريكا كه در دستگاه حاكمه ايران بستهبندي ميشود ميباشد.توطئههاي امپرياليسم هر روز به گونهاي ظاهر ميشود اگر شما در زماني كه نيروهاي آزاديبخش الجزاير مبارزه ميكردند آن زمان را در نظر بگيريد، خلق الجزاير با دشمن خود رودررو بود يعني سرباز،افسر و گشتيهاي فرانسوي را ميديد و ميدانست دشمن اينست ولي در كشورهايي نظير ايران دشمن مرئي نيست. بلكه فيالمثل در لباس احمد آقاي آژدان دشمن را فرو ميكنند كه خلق نداند دشمنش كيست در اينجا آقاي دادستان اشارهاي به رفرم اصلاحات ارضي كردند و دهقانها و خانها كه ما ميخواهيم بياييم و بجاي دهقانها بار ديگر خانها را بگذاريم اين يك اصل بديهي و بسيار ساده تكامل اجتماعي است كه هيچ نظامي قابل برگشت نيست يعني هنگاميكه برده داري تمام ميشود ، هنگاميكه فئوداليسم به سر ميرسد،نظام بورژوازي درميرسد، اصلاحات ارضي در ايران تنها كاري كه كرده راهگشايي براي مصرفي كردن جامعه و آبكردن اضافه توليد بنجل امپرياليسم است. در گذشته اگر دهقان تنها با خان طرف بود، حالا با چند خان طرف است شركتهاي زراعتي و شركتهاي تعاوني. امپرياليسم در جوامعي مثل ايران براي اينكه جلودار انقلابات تودهاي بشود ناگزير است كه به رفرمهائي دست بزند....
همیشه از چپ ها بیشتر از راست ها خوشم می آمد! شاید چون نفاقشان زودتر لو می رود شاید چون کار تشکیلاتی را جدی تر در برنامه دارند. شاید چون زیاد وقت تلف نمی کنند و زود دست به اسلحه می شوند. اگر همه این ها «شاید» باشد. ولی باید گفت حتما چپ ها شرف و مردانگی بیشتری از راست ها دارند.
به این خبر توجه کنید: +
کدامیک از بزرگان جنبش سبز به خاطرعقایدشان یک سیلی خورده اند؟؟؟
حالا این را کنار این زبان درازی و بوق کشی جان باختگان حوادث اخیر بگذارید.وجدانتان قاضی،کدامیک مردترند!
مرتبط: آثار خون در ماشین عبدالله رمضان زاده بعد از تحویل آن به منزل +
خبر بالا با این اقرار مطبوعاتی آقای رمضان زاده که هفتاد و چهار روز زندان بوده است کذب محض است: چون 2-3 ساعت پس ازانتخابات دستگیرشدم از تقلب خبر ندارم*من در انفرادی بودم و این هفتاد و چهارمین روز حضور من در انفرادی است! +
آقا خیلی آقایی!+
من مىبينم تو همين قضاياى
سه چهار روز اخير باز بعضىها هى ميخواهند اختلافها و شكافها را بيشتر
كنند؛ نه، نبايد اختلاف به وجود بيايد؛ همه با هم برادرند، همه با هم
همكارى بايد بكنند؛ همه بايد براى ساختن كشور به يكديگر كمك بكنند. به كسى
نبايد بيهوده تهمت زد؛ كسى را نبايد به خاطر يك امر، از همهى آن چيزهائى
كه صلاحيت محسوب ميشود، انسان او را نفى بكند. با انصاف بايد بود؛ با
انصاف بايد عمل كرد؛ با انصاف بايد حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان
ميگويد: «و لا يجرمنّكم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب
للتّقوى»؛اگر با كسى دشمنيد، اين دشمنى موجب نشود كه نسبت به او بىانصافى
كنيد، بىعدالتى كنيد؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن كه دشمن هم نيست.
بىعدالتىها را همه كنار بگذارند؛ بىانصافىها را همه كنار بگذارند؛ همه
در زير پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به
آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بكنند. در كنار هم باشند، اختلاف
سليقه هم باشد. چه اشكال دارد؟ هميشه اختلاف سليقه بوده. در دورانهاى
مختلف هر جائى كه اين اختلاف سليقهها و اختلاف برداشتها با هواى نفس
انسان مخلوط شد، كار خراب ميشود. هواى نفس را بايد خيلى ملاحظه كرد. به
خودمان در فريب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشيم. نگاه كنيم ببينيم
كجا نفس است و هوىهاى نفسانى ماست؛ كجا نه، واقعاً احساس تكليف است؛ و در
احساس تكليف هم دقت بكنيم كه قدم از دايرهى تكليف آنطرفتر نبايد گذاشت؛
زيادهروى نبايد كرد. آن وقت لطف خدا با ماست. همچنانى كه تا امروز به فضل
الهى، به حول و قوهى الهى، لطف الهى با ملت ايران بوده است؛ بعد از اين
هم انشاءاللَّه خواهد بود.
همه به وظائفشان عمل كنند؛ سعى كنيد.
سعى كنيد. ما كه عرض ميكنيم همه به وظائفشان عمل كنند، اين معنايش اين
نيست كه حالا ما به همهى وظائفمان، خودمان عمل ميكنيم؛ نه، «و ما ابرّئ
نفسى»؛ بايد سعى بكنيم ديگر؛ تلاشمان اين باشد؛ تقوا اين است. تقوا يعنى
تلاش و مراقبت براى انجام وظيفه؛ اين معناى تقواست. اين تلاش را داشته
باشيم، يك وقت هم اگر چنانچه لغزشى پيش آمد، آن وقت خداى متعال عفو خواهد
كرد؛ خداى متعال آن وقت از لغزشهاى ما خواهد گذشت؛ آن وقتى كه ما مراقب
باشيم.
احمدی نژاد تو مشایی رو انتخاب کردی!
متاسفانه علیرغم خواست قلبی حزب الله و همان طور که انتظار می رفت مشایی از سمت قبلی کناره گرفت و احمدی با دلخوری مجبور شد و بی ادبانه به آقا گزارش داد! آقا، آقایی کرد! احمدی نژاد بی ادبی کرد و نامه ای واله و شیدا برای محبوبش مشایی نوشت و رئیس دفترش کرد و طبق این نوشته متاسفانه بین عشق رهبری و عشق مشایی، مشایی را انتخاب کرد!
آقا فرمود صبر کنیم و صلاحیت های تو را در نظر آوریم. صبر می کنیم و تو را از همه صلاحیت هایت ساقط نمی کنیم. اما آقای احمدی نژاد منتظر باش، منتظر باش، منتظر فراست و بصیرت مومنین باش!
قال رسول الله صلی الله علیه و آله:
اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنور الله
سنن ترمذي ، كتاب تفسير القرآن ، ح 3052
مطلب اصلی این پست، در سیزدهم اردیبهشت ماه امسال نوشته شده است. تا دی شب به دلیل نوشته های خارج از شماره حزب الله و دوستان ارزشی نیازی به نوشتن مطلب جدید نبوده و نیست! ولی به جهت عرض ادب و سربازی به محضر حضرت آقا چند کلامی ابتدای مطلبی قدیمی اضافه می شود:
این مطلب پس از انتشار در این وبلاگ از سوی رسانه های خناس وسواس به گونه جالبی بازنشر شد:
مجید بذرافکن، کارشناس خبرگزاری فارس: حزب الله مشایی را خواهد کشت
بنده کارشناس خبرگزاری فارس نیستم و فقط یک بار در یک نشست وبلاگی با موضوع سالگرد سوم تیر شرکت کردم. در ضمن از کسی دعوت نکردم مشایی را بکشد!
از آن جایی که هنوز مولف زنده است و می تواند مطلب خود را شرح دهد، اضافه می شود که:
ترجمه ساده آیه ای که در ذیل آمده است این است، دو عشق در یک دل نمی گنجد! لذا پیشنهاد بنده این بود که اگر احمدی نژاد عرضه ندارد بین عشق آقا و عشق مشایی یکی را در قلبش انتخاب کند، حزب الله این زحمت را به خود می دهد و به شکل مقتضی این مسئله را هر چند با سختی و تلخی همراه است حل می کند!
کوتاهی کردیم نمی دانیم دیر جنبیدیم نمی دانم، اشتباه کردیم، نه ما اشتباه نکردیم، تا نوبت به رهبری برسد و و گره گشایی نماید! البته از کوتاهی و تنبلی و تقصیر خویش در این ماجرا نباید خود را ببخشیم!
اما ما از اول هم به عشق رهبری از احمدی نژاد و خط او حمایت کرده ایم و تا زمانی که در این خط باشد مبتنی بر بصیرت خویش همین کار را خواهیم کرد. اتهام وانهادن آرمانها و معیارها و چسبیدن به اشخاص به ما نمی چسبد! چه می توان صدها مطلبی را که طی این چند سال در نفی و طرد انحرافات احمدی نژاد ، بدون وجود مخالفت صریح آقا نشان داد. حزب الله آنقدر هم بی بصیرت نیست که عنان و افسار خویش را مطلق و بی محابا دست کسی بسپارد اما به طور طبیعی یک نفر و یا اشخاصی هستند که علمدار این خیمه می شوند.
آنهایی که «چشم و گوش بسته پیرو احمدی نژاد شدن» را بر ما خرده می گیرند، بگیرند! چه آنها به خوبی می دانند حمایت از احمدی نژاد تبعیت محض از رهبر حکیم انقلاب و ولی امر مسلمین است. اما ترس از رسوایی، سبب شده تا در پرده ای از نفاق خزیده و مصداق این تبعیت را برجسته کنند.
لذا تیتر صریح تر ما برای امروز این است:
احمدی نژاد یک عشق! یا مشایی یا رهبری!
بسم الله
ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه (4 احزاب)
خداوند برای هیچ کس دو قلب در درونش نیافریده
مدتی است دل و جان حزب الله از جهالت و لجاجت احمدی نژاد در مسئله ای کوچک و جزئی خون شده است. اما نزاکت و نجابتش به او این اجازه را نداد تا دم برآورد و در این روزهای حساس آب به آسیاب دشمنان انقلاب بریزد. ایرانیان خارج از کشور و جذب سرمایه های آنان، روز ملی خلیج فارس و همایش های عجیب و غریب دیگر که بیشتر یادآور وزارت ارشاد دوره مقبور اصلاحات است.
آقای احمدی نژاد چه کسی است که نداند سر و جان حزب الله در طبق اخلاص و بر کف دست ایثار و فداکاری در راه آرمانها و اهداف انقلاب و امام و رهبر عزیز انقلاب لحظه شماری می کند. هر چند مزوران و سالوسان تهمت حمایت کورکورانه از شما را بر آنان زدند اما آن چه که بر همه مشهود است آن است که حزب الله، حتی آن روز که احساس کرد دفاع از هاشمی رفسنجانی دفاع از نظام و انقلاب است، خار اشرافیت در چشم و استخوان طاغوت زدگی مسئولان در گلو از او حمایت کرد. آقای احمدی نژاد مسئله آن قدر سخت و جدی نبوده و نیست که بخواهیم تاریخ پرستاره حزب الله را در بصیرت و عمل انقلابی اش به شما یادآوری شود، چه خود یکی از آنان هستید. جناب رئیس جمهور آب و برق و قیمت گوجه و سیب زمینی آن چیزی نبود که ما نگران آن باشیم. حتی سفرهای استانی و ساده زیستی هم تحفه کم یابی نیست که در جهان نظیر آن یافت نگردد. آن چه که چشم ها را به سوی شما درخشان و قلبهای مومنین را به سمت شما گردانیده است تبعیت و سربازی محض قبلی و ان شاء الله بعدی شما نسبت به ولایت بوده و خواهد بود.
ازسویی اقدامات و پیشنهادات مبتذل و پیش پاافتاده ای چون نظرات و ایده های بی خاصیت و بی اهمیت و اولویتی از یکی از اشخاص مقرب حضرتعالی صادر می شود. اما آن جناب با کمال تاسف و تاثر با آنها برخوردی ولایی و مریدانه می کنید، و خود را در تقابل با مرجعیت و ولایت فقیه کشانده اید. بارها در اظهارات خصوصی و علنی اظهار کردید که تکلیف ما را مرجعیت مشخص نمی کند بلکه این ولی فقیه است که در مسائل حکومتی نظر می دهد. هر چند چنین حرفی صحیح است ولی کاش این حرف را برای طرح هایی چون تقسیم اراضی و اموال سرمایه داران و مرفهان بی درد از شما می شنیدیم که از زمان ابتدای انقلاب بر زمین مانده است. امروز فرمان از سوی ولی صادر شد و حکم حکومتی ایشان منتشر گشت.+این گوی و این میدان....
البته کسی از شما انتظار عصمت از گناه و تنزه از خطا نداشته و از هیچ کسی ندارد ولی آن چه که حزب الله را با شما سر پیمان اخوت و مودتی است ولایت پذیری و گوش به فرمانی رهبرحکیم انقلاب بوده و هست.
جناب رئیس جمهور:
حدیثی از امیر المومنان علی (ع) در تفسیر این آیه می خوانیم که فرمود: لا یجتمع حبنا و حب عدونا فی جوف انسان، ان الله لم یجعل لرجل قلبین فی جوفه، فیحب بهذا و یبغض بهذا فاما محبنا فیخلص الحب لنا کما یخلص الذهب بالنار لاکدر فیه فمن اراد ان یعلم فلیمتحن قلبه فان شارک فی حبنا حب عدونا فلیس منا و لسنا منه
« دوستی ما و دوستی دشمن ما در یک قلب نمی گنجد چرا که خدا برای یک انسان دو قلب قرار نداده است، که با یکی دوست بدارد و با دیگری دشمن، دوستان ما در دوستی ما خالصند همانگونه که طلا در کوره خالص می شود هر کس می خواهد این حقیقت را بداند قلب خود را آزمایش کند اگر چیزی از محبت دشمنان ما در قلبش با محبت ما آمیخته است از ما نیست و ما هم از او نیستیم».
تفسیر نمونه جلد 17 ص 194
انسان یک قلب بیشتر ندارد و در این قلب جز عشق یک معبود نمی گنجد، آنها که دعوت به معبودهای متعدد می کنند، باید قلبهای متعددی داشته باشند، تا هر یک را کانون عشق معبودی سازند!

اگر شما قدرت بیرون کشیدن این غده بدخیم را ندارید دستان با کفایت حزب الله دربرابر چشم همگان به ضرب شصتی، دامان دولت انقلابی و مکتبی را از این وصله ناچسب منزه کند.
فان حزب الله هم الغالبون
قطعا لینک این مطلب جهت طعن و کنایه دشمنان دانا و دوستان نادان، به رئیس جمهور مکتبی بی پاسخ نخواهند ماند!
بگم؟...بگم؟... حیف که نمی شه، بگم!
البته استفاده از ایجاد انتظار در مخاطب یکی از شگردهای معلمان و اساتید است، و معلم رئیس جمهور نیز در مناظره خود در برابر موسوی زمانی که از مدرک جعلی وزیرپیشنهادی کشور، دولت نهم، به میان آمد، به صورت «مقابله به مثل» از زنی متقلب به میان آمد و باقی ماجرا...!
این چند کلمه برای راحت کردن خیال مخاطب عجول باشد، که جملات و ادامه مطلب ربط «مستقیم»ی به ماجرای مدارک غیرقانونی میرحسین موسوی، شیپورچی قانونگرایی ندارد!
«جریان آزاد اطلاعات» و «آزادی مطبوعات» سوغات های فرنگی که در دوره مشروطه با امر به معروف و نهی از منکر خلط شد، را نباید ستودنی و ستاندنی دانست. چرا که این دو راه حل برای نظارت بر قدرت افسارگسیخته نفس اماره «فردی» یا «جمعی» خود نیز منبعث از نفس اماره ای است که در دست عده ای حرفه ای به نام ژورنالیست یا اهل مدیا افتاده است. اثبات شیء هم، وقوع همین فضای رسانه ای جهانی که صرفا جهت و رنگ حقیقت بسته به جهت و رنگ، دلار و یورو و دینار، دارد.
البته گفتن این مطالب نزد مردم عادی ممنوع شده است، چرا که اولا تخصص و ورودی به این مسائل ندارند و از دیگر سو این تجارب معنوی کاملا شخصی و زمان مند است و برای غیر، باعث انحراف اذهان می شود! تبعا علمای ربانی و فقهای وارسته که خود صاحبان این کرامات و این مقامات هستند می توانند فرد را از شیطانی بودن و یا رحمانی بودن این حالات روحی و غیرجسمی که بر دیگران پوشیده است، خبر دهند!
اما چه کنیم که اطرافیان مرجع عالیقدر و فیلسوف و فقیه و شاگرد برجسته امام، در قم هم چون دل کوچک من قدرت نگه داری راز و امانت مردم را نداشته اند. مثل منی که چهار ساعت بعد از شنیدن آن چندجمله آنها را در وبلاگم نقل می کنم! او فیلمش را منتشر می کند!
بعد از سالها هنوز این مسئله حل نشده است که چرا احمدی نژاد ماجرای «دیده شدن هاله نور در کنار او توسط یکی از حضار و نقل آن برای آیت الله جوادی آملی» را انکار می کند؟ این بار آقای کروبی که نقش ترمز بریده را در سه قلوهای افسانه ای بازی می کند، مطرح شد؟ با آب و تاب و بالا و پایین و ... سایت آینده نیوز هم زحمت کشیده فیلم را با دو استنکار احمدی نژاد در برابر خبرنگاران داخلی و خارجی منتشر کرده است! سایت آینده همان بازتاب سابق چون دیگر دوستان صداقت سنج، ایمان احمدی نژاد را نفی و کذّاب بودن او را اثبات می کند!!!
در مقدمه بالا همه حرف آمده است! ولی جهت فهم بیشتر مخاطبانی که چندان با قلم و بیان نگارنده آشنا نیستند اضافه کنم: اگر محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور یک چنین ماجرایی بر او گذشته باشد، باید آن را برتریبون ها نقل کند و مردم را با آن بفریبد، یا بهتر است نزد عالم و کارشناسی بازگو کند تا او را راهنمایی کند!
جهت یادآوری باید گفت دقیقا همان هایی که این قصه را نقّّالی می کنند، خودشان هم بر این طبل می کوبند که مملکت را نمی توان با خرافه اداره کرد و رئیس جمهور را به عوام فریبی متهم می کنند! آیا منظور آنها از اداره مملکت بیت آیت الله جوادی است و عوام فریبی منظورشان خود آیت الله جوادی است!
مسئله ای که یکی از دوستان با پیامک از من می خواهد و برای خیلی از دوستان دیگر نیز لاینحل مانده، سوال از علت فرار احمدی نژاد از جواب مستقیم به این ماجرا است!
وقتی خوب به این مسئله فکر می کنی می بینی احمدی نژاد نفیا و اثباتاً نمی تواند جوابی بدهد! چون جنس مسئله ای که در آن «مَحرَم خانه» که نامحرمان حضور داشته اند، گذشته است از سنخی نیست که بخواهد برای عموم مردم بیان کند!
اگر بخواهد آن را تأیید کند، خود به دست خود بر اتهام خرافه گرایی و عوام فریبی صحه گذاشته است! فراموش نشود این مسائل اصالتا به هیچ وجه خرافه نیستند بلکه تجربیات شخصی معنوی افراد هستند که جز کارشناسان نمی توانند نظر بدهند!
اگر بخواهد آن حرف را تکذیب کند، مرتکب دروغ شده است! لذا احمدی نژاد مثل دو سوالی که نجف زاده و خبرنگار خارجی از او پرسیده اند، در جواب مهدی کروبی نیز، سعی می کند نه به این سوال پاسخ بدهد و نه به این سوال پاسخ ندهد! اما فضای رسانه ای چشم و گوش ها را پر کرده است که احمدی نژاد دروغگو است لذا دیگر دقت نمی کند که این بشر چگونه می خواهد از این مسئله فرار کند! فرار بله فرار!
اگر این مسئله کرامت و معجزه ای است که برای او رخ داده است، پس اثبات کردن آن خلاف تواضع و سیره شایع کتمان مقام معنوی اهل دل است! و اگر این مسئله رخ نداده باشد جز خود کسی که این مسئله را برای احمدی نژاد نقل کرده است و خدای متعال و آگاهان غیب نسبت به این مسئله آگاه نیست!
اما نکته پایانی و بسیار مهم که نباید فراموش کنیم، این است که: چه کسانی و به چه دلیل هر گاه صحبت از سیاست خارجی دولت نهم می شود، این مسئله را متذکر می شوند و به صورت صفر و یک خواستار پاسخ به این شبهه هستند و جواب مطلوب خود به آن را تعیین کننده عدم صداقت و حقانیت صددرصدی احمدی نژاد عنوان می کنند!
مسئله چیست؟ مسئله ذکر نام ائمه معصومین صلوات الله علیهم بر منابر جهانی به نام سیاست خارجی است! مسئله آن است دعوت مردم به عدالت و معنویت اسلامی و مهدوی در جهان، کاری خجلت آور است و دور از سیاست رایج این دوستان روحانی و غیرروحانی است! آنها مشکل خود را با سیاست خارجی «دعوت محور» نبوی و مهدوی علنی نمی کننند، بلکه تلاش می کنند با حاشیه سازی و اتهام زنی به فرع، بدون اشاره به اصل، مرکز را مخدوش کنند!
البته شیخ مهدی کروبی و میرحسین موسوی و امثال آنها، در برابر ملت متدین ایران جرات سوال از علت نام بردن امام زمان در سازمان ملل و ژنو و... را ندارند، ولی غصه و عقده آنها از این ماجرا آنها را بر این می دارد تا نسبت به رئیس جمهور محجوب و مأخوذ به حیا با شعار «ما نمی خواهیم پرده دری کنیم» «ما اهل متانت هستیم» هتاکی کنند، و با قیافه حق به جانب و نگاه صادق بر کذاب عقب می نشینند، و تو بر میخ آهنی هزار باره بکوب و بر مَشک محکمتر بزن که او عرضی ندارد ولی تو زحمت خود داشته ای!
پس فراموش نکنیم آنها هاله مکدّر تردید و خجلت خویش را از تاکید بر مواضع انقلابی و اسلامی رئیس دولت نهم با هاله نور پنهان می کنند! ولی نور همیشه بر تیرگی غلبه خواهد کرد!
انا لله و انا اليه راجعون
عمليات رمضان پس از عمليات هاي «غرور آفرين» بيت المقدس و فتح المبين به شكست انجاميد. امروز اگر سردارها بپرسي جوابهاي شنيدني اي دارند. ديروز اگر از بسيجي ها مي پرسيدي جوابهاي غريبي دارند: شايد طلاهاي شهر بصره چشم بعضي از بچه ها را گرفته بود، شايد ما مغرور شده بوديم ...
قطعاً اين سخنان ديروزي در محضر عقل امروزي قابل اثبات نيستند!
وقتي تيم كشتي ايران دوم شد. از ذهنم گذشت. وقتي تيم فوتبال ايران بازي را واگذار كرد. مطمئن شدم. هر چند نبايد از قلت عدد در راه حق ترسيد ولي تواصي به حق و صبر هم تأثير دارد.
«گفت: ديدي باختيم. احمدي نژاد مي خواست سوء استفاده كند از حضور تماشاگران و اينها، خدا زد تو حالش!
گفتم: حتي اگر در ذهن خودش هم نگذشته باشد. آنهايي كه اين كار را توصيه كرده اند اگر ذهنشان گذشته است قطعا در اين غش در اخلاص و عدم كاميابي تأثير مستقيم داشته است.»
علم به نفوس افراد امكان پذير نيست ولي نگاه كلي واستشمام دورادور اين بوي نامطبوع و وجود چنين خط كجي را تأييد مي كرد.
قطعاَ هيچ كس اخلاص مجاهدت مجاهدان امروز و ديروز خدا را زير سوال نمي برد. اما سخن از سنتي از سنن الهي است كه خداوند براي دوستان خود از در رأفت و محبت، سيلي و قفايي مي زند تا بر خدا توكل نكنند و جز او هيچ نبينند.
«ما خودمان هيچيم هيچ، ابداً.
اگر يكيتان خيال بكنيد كه خودتان هم يك چيزى هستيد، بدانيد خطا كرديد. خودمان هيچيم. اين صداها هم كه مىكنند، خمينى كذا، اينها هم بيخود است، بيهوده است. خمينى هيچكاره است. كار دست يك قدرت بزرگى است كه او انجام داد؛ آن است كه كار دستش است. آن است كه مىتواند يك جمعيت بىسلاح را بر يك قدرت بزرگ موفق كند و پيروز كند. تا خودتان را، [دائماً] مىبينيد كه من كذا و شما كذا، يك بشرى را مىبينيد و چه مىكنيد، اين فايده ندارد. ما برادر هستيم. همه با هم بايد توجه كنيم به خداى تبارك و تعالى، و با اتكال به خداى تبارك و تعالى، ان شاء اللَّه پيروز مىشويم.»
4 دى 1358سخنرانى در جمع كارگزاران مسجد قبا و دانشجويان مريوان (توطئه بر ضد اسلام) قم. صحيفه امام، ج11،ص:421

روزهاي يزد روزهاي اصفهان، عكسهاي اصفهان عكسهاي يزد. چه كسي چنين كاري كرده است؟ خادمان ملت! ابدا!
تعز من تشاء و تذل من تشاء! مبادا باد غروري در دِماغها بپيچد كه اصفهانووو... يزدووو...
خداوند قبل از اين كه به اشخاص نگاه كند به «اقوام» نگاه مي كند. حتي تغيّر انفسي ما مجاهدان تماشاگر نيز در قدَر مقدور اين لشكر شريك مي شويم. البته جايگاه رهبران و كارگزاران مبسوط اليد، نقش جدي تري در اين تعيين قضاي الهي دارند. ولي خوانندگان اين وبلاگ عمدتا از غيركارگزاران هستند. نتيجه گيري اخلاقي اين باشد كه حزب الله نبايد به كثرت عدد خود بنازد و نه بر قلت عدد خود بنالد!
«قدرتها و ابرقدرتها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خمينى يكه وتنها هم بماند به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت پرستى است ادامه مىدهد و به يارى خدا در كنار بسيجيان جهان اسلام، اين پابرهنههاى مغضوب ديكتاتورها، خواب راحت را از ديدگان جهانخواران و سرسپردگانى كه به ستم و ظلم خويشتن اصرار مىنمايند سلب خواهد كرد. آرى، شعار «نه شرقى و نه غربى» ما، شعار اصولى انقلاب اسلامى در جهان گرسنگان و مستضعفين بوده و ترسيم كننده سياست واقعىِ عدم تعهد كشورهاى اسلامى و كشورهايى است كه در آينده نزديك و به يارى خدا اسلام را به عنوان تنها مكتب نجاتبخش بشريت مىپذيرند و ذرهاى هم از اين سياست عدول نخواهد شد.»
پيام به مسلمانان ايران و جهان و زائران بيت الله الحرام(برائت از مشركان) صحيفه امام، ج20، ص: 319
اگر اين جملات نگارنده بر شما تأثيري ندارد، به گيرنده هاي خود دست نزنيد، اشكال از فرستنده است.
اگر جملات امام را درك نمي كنيد، نيز زياد تلاش نكنيد قابل اثبات نيست!
بسم الله
اگر در تجمعات و اعتراضات دانشجویی و غیر دانشجویی در برابر سفارت انگلیس شرکت کرده باشید حتا این شعار را در زمانی که بارش باتوم و حمله نیروی انتظامی شدت می گیرد، شنیده اید:
18 تیر کجا بودی؟!

تولد شعارها و جملات کلیدی در میان ملتها و جمعیت ها برای اهل تأمل، این سوالات را به ذهن متبادر می کند، که: چه کسی اولین بار این شعار را مطرح کرد؟ فرایند شکل گیری شعار چگونه بوده؟ این شعار چرا فراگیر شد؟
به نظر می آید جوشش و هم افزایی جمعی و هم راهی جمعیت برای یک هدف و یک مقصد موجب تراوشی خلاقانه و ناخودآگاه به صورت کلام و شعار خواهد بود. هر چقدر این شعار و این کلام بسته با تناسب و رسایی نسبت به موضوع و موضع فراگیر خواهد شد. از مثالهای جدید شعار سازی ها می توان به: «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» و همین شعار « 18 تیر کجا بودی؟» اشاره کرد.
برای کسانی که با این شعار آشنا نیستند این باشد که : نیروی انتظامی در واقعه کوی دانشگاه و آشوبهای خیابانی 18 تیر متاسفانه به دلایل مختلف از جمله وجود برخی عناصر مفسد و مغرض در وزارت کشور، نتوانست نقش بسزایی اعمال کند. این نارسایی نه فقط ناشی از افراد خائن و آشوب ساز در بدنه اجرایی دلیل دیگری نیز داشت. جدیت آشوب گران در ضربه زدن و آسیب رساندن به نیروهای مدافع و بالتبع با خطر جدی و کاملا غیرقابل ترمیم چون کشته شدن و یا قطع عضو مواجه شوند. در این فضا جز افرادی که مبتنی بر عقیده و ایدئولوژی عمل می کنند نیروهای کادری و مواجب بگیر صحنه را واگذاردند.
اما همین نیروها زمانی که در برابر تجمعات بچه های حزب اللهی و معتقد به نظام، قرار می گرفتند، با کوچکترین بهانه ای دست به قبضه باتوم و سپر می بردند و سر و صورت معترضین را هدف قرار می داند. علت این تهور و سرعت عمل کاملاً مشخص است: زبان و دست بسته دانشجویان و جوانانی که به قطع ذهنی همه حاضرین در صحنه، مضروبین و مجروحین دست به عمل متقابل نخواهند زد. ظاهرا سرشت حزب الله را با مظلومیت آمیخته اند که در این موقعیت فریاد می زدند: ای نیروی انتظامی شجاع و دلیر زمانی که ما هدف چوب و چماق و سنگ عناصر آشوب گر قرار گرفتیم و ایستادیم کجا بودید؟ امروزی که مدعی امنیت و نظم عمومی شده اید؟
آقای میرحسین موسوی 18 تیر کجا بودید؟
آقای میر حسین موسوی سالهای زبان خود در کام گرفتید و مقاطع بسیار حساسی و خطرناکی بر انقلاب گذشت، شما کجا بودید؟
جناب نخست وزیر دوره هاشمی رفسنجانی مصادف بود با له شدن مستضعفین در زیر چرخ های توسعه غربی و وارداتی ازفرنگ برگشتگان و نااهلان به مناصب مدیریتی اجرایی کشور بود، کجا بودید؟
از ذکر موارد مختلفی که در این بیست سال گذشته است با زحمتی که برادر بزرگوار«آهستان» کشیده است، در می گذرم و این نکته را اضافه می کنم که در صف باطل حضور نداشتن در معرکه کافی نبوده و نیست. جرم کسانی که به صف یزیدیان نپیوستند و حسین را یاری نکردند، جرم سنگینی است. روزگاری که خلفای ثلاث، میراث سیاسی و تربیتی رسول الله صلی الله علیه و آله را به تاراج دادند سکوت صحابه و تربیت شدگان پیغمبر بر انحرافات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، یاری گری تجری و تهور غاصبان و نامحرمان بود. ای نخست وزیر امام شما متهم هستید! شما متهم به سکوت هستید! شما متهم به عدم یاوری حق هستید!
قطعاً فرصت توبه و جبران همیشه وجود دارد. با حلول روزهای آتی، کاندیدای از کهف برگشته ما سخنانی از گذشته به همراه آورده است. او باید مواضع اثباتی و ایجابی و یا نفیی و سلبی در برابر موافقان و مخالفان خود داشته باشد، تا از هاله نورانی ابهام نوستالژیک بیرون آید و جلب رأی و نظر آرای مردم کند. از صاحب گفتار های شش گانه، یک مصاحبه و دو سخنرانی جدید منتشر شده است و منتظر روزهایی هستیم که این سوالات از سوی ایشان پاسخ داده شود.
بیش از آنکه آمدن میرحسین برای نوشتن این چند خط مرا ترغیب کرده باشد، اشاره به شعار مزبور و یادی از بصیرت جمعی برخاسته از اخلاص جوانان حزب اللهی این کشور قلقلک نوک انگشتان را آرام نگذاشت و صفحه ای بر صفحات شبکه جهانی اینترنت اضافه کرد.
آقاي روحاني دريچه شما را اوباما باز مي كند! دريچه ما را خدا!

یوزارسیف ما خوشگل نیست!
چه زمانی این فیلمنامه نوشته شده است! قطعا بیش از سه یا چهار سال پیش اما شاید شباهت عجیب و غریب و حیرت انگیز اتفاقات سیاسی و ادله مخالفین و موافقین در سریال یوسف پیامبر سلام الله علیه با زبان درازی و نفرت گسترانی نخبگان و فعالان سیاسی کشورمان بر هیچ کس پوشیده نیست. هر چند این بار یوزارسیف انقلاب اسلامی ما کوتاه قد است و سیمای لاله گون ندارد ولی هم اوست که راهش را درست انتخاب کرده است و دشمنان راهش نیز درست تشخیص داده اند که موفقیت او به مثابه نابودی موجودیت آنها خواهد بود!
دو نکته در این معنا استفاده کنیم و یک پست دیگر بر کوه اعمال عجیب و غریب خود بیافزاییم.
۱. آنچه موجب این شباهت بی بدیل شده است آن است که قیام های الهی، دشمنانی مشترک دارند.
۲. فیلم نامه ای که برای این سریال زیبا نوشته شده است چقدر به واقعیت نزدیک است. حاج فرج دستت درست!
بسم الله
استفاده از عبارات جنجالی و خلاف آمد عرف و ذهنیت مخاطب یکی از شایع ترین روشهای جذب مخاطب است. ارتزاق ژورنالیسم حرفه ای از بزاق مخاطب، گفته حکیمانه یکی از متفکرین معاصر است.
اما آن چه که نویسنده را بر آن داشت که از جمله بالا استفاده کند. ایجاد سوال در ذهن مخاطبی است که به قول قرآن در برخورد حضرت ابراهیم در شکستن بتان، باعث شد تا مشرکان به نفس خویش بازگردند و وجدان خود را قاضی کنند: فرجعوا الی انفسهم!
هر چند بر دوستان و اساتید و بسیاری منصفین پوشیده نیست که آن چه در جریان رسانه ای و سیاسی کشور می گذرد چیزی جز دعوای منافع و منفعت پرستی نیست اما تذکر و اشاره به آن مایه منفعت مومنین است.ان شاء الله
چند ماه از اظهارات آقای مشائی با مردم یا ملت اسرائیل می گذرد؟ آن همه اظهار نظر از علما و مراجع تقلید تا سیاسیون چپ و راست و نمایندگان مجلس و هر کس و ناکسی ! یادتان هست!
همه مشترکا معتقد بودند چنین حرفی غلط و منافی ارزشهای انقلاب و توهین به آرمان مردم فلسطین است. آن همه یقه درانی ها و نامه پراکنی ها و استفتائات و ناله سرایی ها را به خاطر دارید. سوال از رئیس جمهور را چه ؟ به نظر شما چرا صدایی از قم بلند نمی شود؟ چرا مجلس بیانیه نمی دهد؟ چرا روزنامه های دوم خردادی حرفی از مردم مظلوم فلسطین نمی زنند.
روی سخن من با دوستان به اصطلاح اصولگراست سایتهایی کذایی مثل فردا نیوز و الف، تابناک و .... آن همه دعوا و به سر زدن ها کجا رفته است. مگر این اسرائیل بد همان اسرائیلی نیست که آقای مشائی از آن حمایت کرده است؟
دف زدن اسرائیلی ها بر جنازه های فلسطینی
نکته دیگری که در این زمینه می خواهیم از مشائی کمک بگیریم و برگ غم انگیزی از داستان غزه را ورق بزنیم، داستان دف زنی و مراسم توهین به قرآن است. شاید یک ماه از این ماجرا نگذشته باشد.
علمای ما چنین توهینی را به قرآن بی سابقه خواندند و باز هم آه و افغان از اینکه چرا مشائی را عوض نمی کنید قرآن محترم شمرده نشد و تخفیف شد و هزار مصیبت سرایی دیگر..
یک سوال آیا مسلمان غزه که به دست دشمن ترین انسانها به اسلام نسل کشی می شوند مهمترند یا
یک اتفاق احمقانه در یک همایش داخلی. کسی در این بیان نمی خواهد آن کار کذایی را تایید کند ولی یک سوال مسئله غزه و جنایات اسرائیل در چه درجه ای از اهمیت قرار دارد که علما و مراجع ما نسبت بدان روزه سکوت گرفته اند؟
علت این مسئله را در کجا باید جستجو کرد. آیا سادگی و نداشتن تحلیل و نشناختن درست زمان باعث این تناقضات و افتضاحات نیست؟ علما و مراجع تقلید ما به دلایل مختلف از جمله همراهان و یاران ناآگاه و منحرف از درک اولویت های اجتماع مسلمین در ایران و جهان ناتوان هستند و این مسئله را در موارد مختلف به اثبات رسانده اند. این تناقضات را می توان در سکوت دفاتر و علما در دوره دوم خرداد و توهین های مکرر به اسلام و باز شدن نطق مخالفت و اسلام پناهی شان در این روزهای دولت نهم یاد کرد. جز
چند آیت الله محدود از قم چه کسانی در برابر تیشه به ریشه اسلام زدن سخن گفت و اشاره ای کرد؟ هیچ کس. جای فکر کردن ندارد حضرت آیت الله مصباح یزدی حفظه الله خودش یکه و تنها به میدان آمد و در تریبون نماز جمعه سعی کرد به این هجمه جواب دهد و خود را برای حفظ اسلام به معرض تهمت و افترا فحاشی گذاشت ولی اجازه نداد صدای اسلام خاموش شود.
امروز هم در موارد مختلف مانند غزه، ناصبی های فلسطینی خونشان مباح اسرائیلی هاست تا مراجع تقلید ما صدایی و ندایی ازشان بلند شود . ما متاسفیم که اسلام آمریکایی تبدیل به جن وحشتناکی شده است که هر کس می خواهد آن را پیدا کند به دنبال وهابیت و عرفان های نوظهور و افتضاحاتی می رود که هیچ کس در منافاتشان با اسلام شکی ندارد. نه اینگونه نیست ما امروزه درون قم درون حوزه های علمیه مان شاهد اسلامی آمریکایی و اسلامی بی خیال و اسلامی سرد و ساکت هستیم که نه ناله های زنان فلسطینی آنها را بیدار می کند و نه عربده های مستانه شیطان در ربودن ذهن و اندیشه نسل جوان و نوجوان ما!
باز هم باید تاکید کرد که منافی حرکات هشیارانه نسل جوان حوزه هم نیستیم که همین دیروز تجمع در برابر سفارت مصر و عربستان را عهده داشت امیدواریم که یک روز هم یک تجمع و یک دیداری با علمای قم داشته باشند بلکه آن ها را نیز در برابر این جنایات از سکوت دلخراش و ناامیدکننده شان خارج کنند.
بله متاسفانه جهالت نخبگان مذهبی و رذالت نخبگان سیاسی چنان بلایی سرمان آورده است که مرگ تدریجی یک میلیون و نیم آدم در یک سرزمین اسلامی از وحدت ملی و نجات ملی انتخابات آینده مهمتر نیست.
از ناله نویسی چندان دل خوشی نداشته و ندارم اما چه کنیم که گوشهایمان برای شنیدن صدای مظلومان سنگین شده است.
و اذا لقوالذين ءامنوا قالوا امنّا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انّا معكم انّما نحن مستهزءون
عجب نيست كه در بحبوحه هجمات فرهنگي به بنيادهاي اسلام ناب محمدي از طرف استكبار و دشمنان قسم خورده ي انقلاب، در داخل مرزهاي ايران اسلامي نيز حنجره هايي تيغ فحاشي و انكار بر روي فرزندان حقيقي روح الله بركشند؛ اين آئين تاريخ است كه مدعيان را بيازمايد و سره از ناسره باز شناسد.
كساني كه صرف همراهي جسماني با خميني كبير، آنان را در زمره مدعيان دروغين انقلاب گمارده بدانند انديشه امام امت نه آنچنان محفوف در پيچيدگي هاي تاريخي است كه نياز به تفسيرهاي منحرفشان داشته باشد و نه آنان تا بحال نشاني از آرمان و دغدغه ي آن يگانه ي دوران داشته اند كه براي جوانان امروز مغتنم باشند.
آقاي محتشمي كه مع الاسف ملبس به لباس روحانيت ايد!
اكنون كه نزديك به بيست سال از رحلت جانگداز امام بزرگمان مي گذرد، هيچ گاه از شما نه سخني شنيده ايم كه بوي شميم خميني دهد و نه خطي خوانده ايم كه اثر ملكوتي او را در دل و جان زنده كند. عجيب است نه آنگاه كه هم بزمانتان خميني را پيوسته به موزه تاريخ مي دانستند خروشيديد ونه آنگاه كه رفقاي حزبي تان فقه را پست ترين علوم خواندند، برآشفتيد. آيا در آن گاه دردناك هيچ احساس خطري براي انديشه امام، غيرت انقلابي تان را برنيانگيخت؟!
آقاي محتشمي!
خاطره ي تاريخي فرزندان جوان روح الله آنقدر شفاف هست كه سكوت هاي مداوم شما را در برابر تاراج آرمان هاي امام و انقلاب برشمرد.
آقاي محتشمي!
لحن شما آكنده از عصبانيت جاه طلبانه است. چه چيز را از شما گرفته اند كه اكنون اينگونه فرياد مي زنيد؟ اكنون كه رهبر معظم انقلاب اسلامي دولت و رئيس جمهور را اصولگراترين دولت پس از انقلاب خوانده اند و در فقدان علمايي چون استاد شهيد مطهري و علامه طباطبايي، جوانان را به سمت شخصيت هاي درخشاني چون حضرت آيت الله مصباح هدايت كرده اند و شعارهاي انقلاب را زنده تر از گذشته دانسته اند و جهان را تحت تأثير آنها دانسته اند، شما را كدام انحراف از انديشه هاي امام برآشفته است؟ عجيب نيست، جز شما كسان بسياري به فغان آمده اند. همان ها كه از ابتدا ناله هاي خود را در سينه پنهان داشته بودند.
آقاي محتشمي!
فرمايش بلند مقام معظم رهبري در سالروز عروج ملكوتي امام راحلمان را:به شما يادآوري ميكنم: «فمن نكث فانّما ينكث على نفسه». آن كسانى كه از راه انقلاب برگردند، مثل كسانى هستند كه در تابستان روزه گرفتهاند و تا اواخر روز، روزه را حفظ ميكنند، اما يك ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام ميشود؛ افطار ميكنند. اين مثل همان كسى است كه از اولِ روز، روزه نگرفته است.»
آقاي محتشمي!
شما روزه خود را شكسته ايد و بارديگر تاريخ انقلاب را سرافكنده يك ريزش ديگر كرده ايد. شما را نصيحت مي كنيم كه به خود آييد و اگر حاضر نيستيد برسر ماجراجوييهاي سياسي كوناه بياييد لااقل از دنياي خود بترسيد كه فرزندان روح الله هشيارتر از گذشته –به لطف و تائيدات خداوند متعال- حافظ انقلاب و آرمان هاي خميني كبير (ره) است.
انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله
صرفاً برای کپی!

در این جلسه دکتر موسویان از کلیه اتهامات قبلی مبرا شناخته میشود و صرفا در مورد یک اتهام که نگهداری کپی برخی از اسناد در منزل خود بوده است به دو سال حبس تعلیقی و 5 سال محرومیت از خدمات دیپلماتیک محکوم میشود.(آفتاب نیوز)+

مامان و بابای تو آمریکای آزاد رو دوست
ندارند؟

این علامتا نشون میده که پدر و مادر تو یواشکی
از آمریکا بدشون میاد:
+ اینکه مامان یا بابا بگن که اوضاع قبل از
اومدن بوش «بهتر بود».
+ اینکه وقتی آدمایی که پوستشون از همبرگر
هم سیاهتره به خونهی شما میان، کاری غیر از تمیز کردن خونه، تعمیر وسایل یا صحبت
دربارهی رای دادگاهشون بکنند.
+ اینکه تو دوتا مامان داشته باشی.
+ مامان یا بابا در موردی چیزی به اسم «برندهی
واقعی انتخابات» صحبت کنند.
+ مامان و بابا هیچوقت سیدیهای لی گرینوود رو گوش ندن. بجاش، به سیدیهای یه زن یهودی به اسم «باربارا» گوش بدن. (بچهها! این یه تمرین کلمهخوندن بزرگه. پس برین و جلد سیدیهای مامان و بابا رو نگاه کنین.)
+++

آخر ماجرای موسویان چیست؟
در فاصله کوتاهی از یک نیم روز در دو کنفرانس خبری برگی مهم از تاریخ انقلاب اسلامی ورق می خورد.
الهام سخنگوی قوه مجریه خواستار دادگاه علنی متهمین پرونده جاسوسی است.+
ساعتی بعد جمشیدی سخنگوی قوه قضاییه اعلام می دارد: موسویان از دو اتهام جاسوسی و نگه داری اسناد محرمانه تبرئه شده است.+ +
از یک سال قبل بود که دکتر احمدی نژاد و وزیر اطلاعات بحثی را مبنی بر کارشکنی برخی افراد تیم مذاکره کننده هسته ای مطرح کرد: یکسری افراد مواضع و مسائل داخلی را به خارج منتقل می کنند. عده ای تلاش دارند تا با همکاری غرب ایران را در مسئله هسته ای به شکست بکشانند ...+
فرد مورد نظر دستگیر می شود و بعد از مدتی با قرار 200 تومانی!!! آزاد می شود.
وزیر اطلاعات ضابط قضایی قوه قضاییه اعلام می کند : به نظر ما این فرد مجرم است.+
این بود خلاصه ای از آنچه در قسمتهای قبلی دیدید...
اما در مجموع تا الان چه شد چه نشد بالاخره چه اتفاقی افتاد؟
یک سوال مهم این است که آیا این تنش و اختلاف در سطح سران قوای مملکت در مسئله مهمی به نام خیانت به کشور به نتیجه ای انجامید؟ آیا دکتر احمدی نژاد شکست خورد؟ آیا هاشمی رفسنجانی باز هم قدرت رایزنی و مصلحت سازی خود را به رخ کشید؟ آیا هاشمی شاهرودی در این وسط توانسته است استقلال خود را حفظ کند؟
سالهایی قبل از 84 خیلی تلاش می شد تا نشان دهیم این خط موسوم به انقلاب یا خودی ها و یا با عنوان جدید اصول گرایان خود نیز به فرقه هایی تقسیم می شوند. گروههایی که دوری و نزدیکی آنها به خط اسلام اصیل(ناب) تفاوت دارد. ولی به سرانجام خاصی نمی رسید ولی رسید روزی که «هنگامه امتحان فراهم شد» و در دو هفته توان فرسا معلوم شد که همه هم همه جانبه با همه انقلاب نیستند برخی انقلاب را برای خود می خواهند و می خوانند.
چنان صحنه آشکار و روشن شد که جز نابینایان و برخی کم بینایان نبودند کسانی که مرزها را نشناسند ولو اینکه دیگری را حق ندانند.
بصیرت مهمترین ثمره سوم تیر 84 بصیرت افزایی و تمییز افراد و اندیشه ها از یکدیگر بود. بصیرتی که منجر به عمل شد بصیرتی که انتخاب مبنی بر آن بازگشتی را به آرمانها و شعارهای انقلاب به عمل آورد. بازگشتی که سالهای سال توسط رهبر تحت عنوان گفتمان عدالت مطرح می شد تبدیل به معیار و میزان و ملاک و مبنای عمل و ارزیابی همگان شد.
آنچه امروز در مسئله حسین موسویان و یا جاسوسی هسته ای به وجود آمد نیز بالاترین ومهمترین ثمره اش بصیرت است. و چه از بصیرت عزیزتر و عظیم تر که مقدمه هر حرکتی آگاهی است و آگاهی هر چقدر صحیح تر و تمیز تر عملی مخلصانه تر و دقیق تر .
پوسیده بود سن زده بود مریض بود کِرم خورده بود ولی انکار می شد یعنی دایره مصلحت سازی چنان وسیع شده بود که همه باور کرده بودند که باید وضع موجود را انکار کرد. ولی بصیرت و چراغ روشن حقیقت فرصت تحول در راستای وضعیت پوسیده، سن زده و مریض و کرم خورده اجرایی کشور را بوجود آورد. برای همه از رئیس جمهور مملکت تا کارمند بانک و مستخدم مدرسه، خواستی عمومی و همه جانبه در راستای تخریب و به سازی و تأسیس روش ها و منش ها و اندیشه ها.
بر هیچ یک از آگاهان پوشیده نبود که همان روضه و مصیبت قوه مجریه در دستگاه قضا نیز خواندنی است ولی یا انکار می شد و یا توجیه می شد و یا پوشانده می شد. دوباره باید تذکر داد مریض آن روزی به سوی طبیب حرکت خواهد کرد که مطمئن باشد با نشستن دردی از او درمان نمی شود. از رئیس قوه گرفته تا کارکنان و قاضیان و غیره امیدشان این بود که به آهستگی روند اصلاحی را پیش برند ولی....

دانشگاه هاوایی، پرونده المکاسب، سلطان شکر، شکایت از رئیس قوه تا فرار شهرام جزایری و احضار دانشجویان معترض به ساخت برجهای آقا زاده و بالاخره تبرئه موسویان یک یک پرده هایی بودندکه بالا رفتند و عیان کردند آن چه باید عیان می شد: حاشیه امنیتی دم کلفتها از مسائل فرهنگی گرفته تا مسائل امنیتی و بد بختی و سیاه روزی خرده مجرمان از مواد مخدر گرفته تا اراذل و اوباش کوچه و خیابان.
امروز خوشحالی و سرمستی دشمنان انقلاب را در داخل و خارج را خواهیم دید، امروز مصلحت سازی ها و توجیه سرایی های عقب ماندگان را خواهیم دید. ولی امروز واویلاتای دلسوزان انقلاب را از افتضاحی که در این بخش از نظام وجود دارد نیز می بینم.
حاشیه امنیتی و باند بازی و شخص محوری حتی در مهمترن مسئله امنیت کشور.
امروز لزوم یک تحول اساسی برای بازگشت به گفتمان عدالت به چشم می خورد. تحولی که از شاکی و
وکیل و قاضی و بازپرس و رسانه و همه ارکان و ابعاد جامعه در بعد قضا منتظرش بوده اند.
بصیرت، چراغ بصیرت را باید در دست گیریم و اصلاح کنیم اصلاحی که سالهاست با اما و اگرها به تعویق افتاده است.
بازی وبلاگی ـ باید گفت جنبش و نهضت وبلاگی ـ به راه خواهد افتاد و لینکها را باید داد و دستها را به هم :
مجسمه قهرمان ملی در برابر تاسیسات نطنز ساخته می شود!(لبیک یا حسین)
عکسهای تجمع دانشجویان در برابر قوه قضاییه (دفترچه آبی)
ناله پروین اعتصامی از دست قاضی های بی تقوا
برد دزدی را سوی قاضی، عسس(عالم و آدم)
مجرم هستهاي را تبرئيداندند (ریپورتر)
آخرین شاهکار(مجاهد مسلمان)
تعلیق عدالت(خمینیسم)
متهم درشت(وب نگاشت)
چه کسی بیش از همه از تبرئه ی "جاسوس" خوشحال می شود؟(کافه اندیشه)
شاگرد دیروز "آیت الله صدر"، صاحبخانه ی امروز "ویرانه ی بزرگ(خاکریزیسم)
در مقابل تبرئه موسویان، تکلیف پیر جماران را چه کنیم؟(خبرنگارمسلمان)
مگر اتفاق عجیبی افتاده که انقدر شلوغش می کنید ؟!!(توهمات)
مطالب مرتبط در این وبلاگ:
...به مسئولین گوشزد كردهام. (برای پرونده هشت شهریور 60)
آقای روحانی چه کسی زبان شما را بسته است؟
جاسوس بودن یا خائن بودن مسئله این است!
هشدار های رئیس جمهور را جدی بگیرید!
انقلاب باید فرزندان خود را بخورد!
نماز جمعه هم ممکن است نماز جمعه بشود!
نماز جمعه منبر اخلاق و وعظ هست ولی صرفا منبر نیست!
نمازجمعه هم آیش سیاسی مسلیمن است اما صرفاً هم آیش نیست!
نمازجمعه تذکر رعایت اخلاق سیاسی به مردم و البته بزرگان و مسئولان و حتی محل مناسبی برای توبیخ آنهاست که :«یا عباد الله اوصیکم بتقوی الله ...»!
نمازجمعه تذکر حیات سیاسی به دیندارانی است که اتفاقا ً برخی شان اهل دغدغه و دردمندی اند و برخی شان اهل مصلحت گرایی و فراخ اندیشی!
بارها گفته ایم نماز جمعه تریبون آزاد و مستقلی است که اگر خطبای آن بخواهند می توانند امواج جریانهای کند و تند را از میان واقعیات رو به قهقرا به واقعیات آرمانی دست یافتنی سوق دهند.
فراموش نکنیم که نمازجمعه اگر بخواهد و یا بهتر بگویم برایش نوشته اند که :
.jpg)
خط مقدم آگاهی بخشی سیاسی اجتماعی ،
و بزرگترین سنگر امر به معروف و نهی از منکر مردم و حاکمان
و رسانه ای برای پی گیری و پافشاری بر حکومت داری بر محور حق و عدالت می باشد.
به هر حال بدبختانه داشتیم به تریبون نمازجمعه با کارکردی کم رنگ، رسمی و دیکته شده خو می گرفتیم که با سخنان خطیب جمعه گذشته، خوشبختانه این تصوراتمان دود هوا شد و باز هم امیدوار شدیم که هنوز این رسانه قابل اتکا و سرمایه گذاری هست!
مخلص کلام اینکه نماز جمعه جای این حرفهاست:

خطيب موقت نماز جمعه تهران بيان داشت: من يقين دارم كه برخي از اين اظهارنظرها كاملاً دلسوزانه، خيرخواهانه و از سوي كساني است كه امتحان دادهاند كه عاشق كشور و ملت هستند، ولي برخي اظهانظرها باندي و جناحي است چرا كه طوري اظهارنظر ميكنند كه فردا كشور در معرض حمله است و جماعتي كه سركار هستند بحرانزا هستند و بيايد به ما رأي بدهيد كه ما بحرانزدايي ميكنيم.
خاتمي اظهار داشت: از اول پيروزي انقلاب اختلاف سليقه در نحوه اداره كشور بوده است و اصل اختلاف سليقه به شرط اينكه در چارچوب نظام باشد مشكلي نيست.
جاسوس بودن یا خائن بودن مسئله این است!
این نوشته مربوط به اردیبهشت ماه اوان دستگیری جناب موسویان است و امروز که دوباره مسئله اش مطرح شده و دادگاهش نزدیک، دوباره آن را بازخوانی می کنیم.
الف) این روزها خبر از دستگیری موسویان عضو ارشد مذاکره کننده هسته ای ایران است!(البته با 200میلیون ناقابل آزاد شده است) بالاخره این آقای برادر جاسوس است جاسوس نیست؟ کی این بنده خدا را لو داده؟ روس ها یک سورپرایز به ایرانیها داده اند؟! وزارت اطلاعات آقای اژه ای ترکانده است؟! بالاخره صدور قطع نامه علیه ایران کار کرده نکرده؟ آیا حسین موسویان معاون حسن روحانی سند امنیت ملی را لو داده است یا خودش لو رفته است؟ آیا این کارها را حسن روحانی خبر داشته یا نداشته؟ مقدمه کتاب
موسویان آقای هاشمی نوشته یا ننوشته است؟بالاخره حقیقت این مسئله روشن خواهد شد یا نخواهد شد؟ سیروس ناصری دلال و تاجر بین المللی چه کاره است؟ نقش شرکت هالیبرتون متعلق به دیک چنی در این مسئله چیست؟ آقایانی که تا دیروز روند هسته ای را در خواب خرگوشی خود مورد تأیید رهبری می دانستند امروز چه نظری دارند؟ بالاخره قوه قضاییه مصلحت تراش و دوستان چه تصمیمی در مورد این عزیزان که یک به یک به اتهامات امنیتی دستگیر می شوند خواهند گرفت؟ و بالاخره های دیگر جدیدی که در مسئله مذاکره با آمریکا می توان نوشت ...
ب) ما که کاری به این کارها نداریم ولی فقط یک حرف می زنیم:آنهایی که فکر می کنند مسئله ما با غرب انرژی هسته ای است، آنهایی که حل مسئله مستضعفین خارجی و داخلی را بعد از انجام موفقیت آمیز پروژه های توسعه اقتصادی به تعویق انداخته اند، آنهایی که به دنبال کسب رضایت و جلب اعتماد غربی ها هستند، آنهایی که در مخیله شان به دنبال راه حل مشکل هویتی و سیاسی خویش با غرب هستند، آنهایی که به دنبال حفظ منافع ملی خودساخته خود برای دولتهای اتوبوسی وفولوکسی و حزبی و خانوادگی خویش هستند، آنهایی که فکر می کنند سوییس اسلامی، ژاپن اسلامی، کره جنوبی اسلامی، می توان ایجاد کرد، آنهایی که در خودبه خواب زدگی در هر دوره منافع خود را تعریف می کنند و بر صندلی های سرخ و سبز لمیده اند و همه آنهای دیگر از این قماش، همه خائن هستند! خائن! همه خائن هستند به قرآن محمد! خائن به اسلام امیرالمؤمنین! خائن به اسلام فاطمه اطهر! خائن به اسلام حسنی! خائن به اسلام حسینی! خائن به اسلام خمینی!
ج) این جملات آخرین نوشته های امام خمینی مفسر اسلام ناب درقرن چهاردهم است بخوانید و اگر در تضاد و تنافر این جملات با اندیشه های قائلین به افادات بالا شک داشتید، حتما دو واحد منطق پاس کنید! و مطمئن باشید شما دچار اشکالات جدی مغزی در تحلیل اطلاعات و داده ها هستید و حتما نسبت به افزایش pentiumخود اقدام کنید:
1. ملت عزیز ما که مبارزان حقیقی و راستین ارزشهای اسلامی هستند، به خوبی دریافته اند که مبارزه با رفاطلبی سازگار نیست. و آنها که تصور می کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه اند و آنهایی که تصور می کنند سرمایه داران و مرفهان بی درد با نصیحت و پند و اندرزمتنبه می شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می کنند آب در هاون می کوبند. بحث مبارزه و رفاه و سرمایه، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است که هرگز با هم جمع نمی شوند. و تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بی بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلابها هستند.

2. نکته مهمی که باید همه ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قراردهیم این است که دشمنان ما و جهان خواران تا کی و تا کجا ما را تحمل می کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند. به یقین آنان مرزی جز عدول از همه هویتها و ارزشهای معنوی و الهیمان نمی شناسند. به گفته قرآن کریم، آنها هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما برنمی دارند. مگر اینکه شما را از دینتان برگردانند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیست ها و آمریکا و شوروی در تعقیبمان خواهند بود تا هویت و شرافت دینی مان را لکه دار نمایند.
3. بعضی مغرضین ما را به اعملا سیاسیت نفرت و کینه توز ی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرارمی دهند و با دلسوزی های بی مورد و اعتراضهای کودکانه می گویند جمهوری اسلامی سبب دشمنی ها شده است و از چشم غرب و شرق افتاده است! که چه خوب است این سوال پاسخ داده شود که ملتهای جهان سوم و مسلمانان، و خصوصاً ملت ایران، در چه زمانی نزد غربی ها و شرقی ها احترام و اعتبار داشته اند که امروز بی اعتبار شده اند!
4. اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین-علیهم السلام- را بادستهای خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهان خواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند؛ ولی در همان حدی که آنها آقا باشند و ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند و ما ضعیف و آنها ولی و قیم باشند و ما جیره خوار و حافظ منافع آنها. نه یک ایران با هویت ایرانی- اسلامی، بلکه ایران یکه شناسنامه اش را آمریکا و شوروی صادرکند. ایرانی که شناسنامه اش را آمریکا و شوروی صادر کند ایرانی که ارابه سیاست آمریکا و شوروی را بکشد.
د) بی تعارف و پوست کنده می گوییم کسانی که این آرمانها و اهداف را، فداکردن جان در راه مستضعفین جهان را، تلاش برای نابودی نظامهای مبتنی بر لیبرالیسم و صهیونیسم را، سلب کردن مصونیت کارگزاران آمریکایی در منطقه، با سلاح گرم را، مبارزه بی امان با فقر و فساد و تبعیض و ساده زیستی علوی را، مبارزه حلقه های ثروت و قدرت را، مبارزه با آخوندهای کثیف درباری و مقدس نماهای احمق و بی شعور را قبول ندارند، در هر پست و مقامی که هستند غاصبند و منافق. تهدید ما هم این باشد که بترسند که سوم تیر شدیدتری رخ دهد و ما باشیم و تیغ عدالت علوی تا آن چه به یغما برده اند از کابین زن هایتان بیرون کشیم و به خاطر همه خیانتهایی که اسلام و مسلمین کرده اید همه تان را محاکمه کنیم.
ه) دوستان در یادداشتهای خود به«بالاخره ...»ها و «آنهایی که ....» ها و «... را» ها اضافه کنند با حق مؤلف منتشر می کنیم.
ظهور و تجلی نسل جدیدی از فرزندان انقلاب
این مطلب ایده ای بود که به اصرار از دوست عزیزم علی نادری درخواست کردم.نکته ای ظریف از تحول و چرخش فرهنگی و سیاسی و اجتماعی در انقلاب اسلامی که نشان دهنده و یکی از هزاران رویش جمهوری اسلامی به رهبری مقام معظم رهبری است.
این مطلب را نیز در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر کرده ایم. اگر ایراد و کامنت و انتقادی هم باشد خودش جواب می دهد.
استعفای علی لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی و انتخاب سعید جلیلی به این سمت خبری بود که بلافاصله پس از انتشار در صدر اخبار رسانه های دنیا قرار گرفت و برای ساعتها و روزها تبدیل به موضوع تحلیلهای رسانه ای و حتی گفتگوهای دیپلماتیک سران کشورهای دنیا شد .
شاید اگر بخواهیم به شیوه مرسوم در رسانه ها به بررسی و تبیین این رویداد بپردازیم، بی درنگ به
سراغ پاسخ این سوال می رویم که « سرنوشت » پرونده هسته ای ایران در پی این تغییر چه خواهد بود و البته شاید بهترین پاسخ را لاریجانی خود به این سوال داده باشد که مسیر پرونده هسته ای ایران حتی با تغییر « رؤسای جمهور» هم تغییر نمی کند ، چه رسد به تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی.
اما با یک نگاه عمیقتر شاید بتوان از استعفای علی لاریجانی و انتخاب سعید جلیلی برداشتهای متفاوتی کرد . از یکسو با یک استعفا مواجه هستیم که می توانست حواشی بسیاری را بیافریند و البته در این میان واکنش توام با وقار و متانت لاریجانی به این ماجرا– که همان اخلاق همیشگی سیاست ورزی اوست- فرجامی نیک را برای آن رقم زد. و نیک می دانیم که او می توانست به سادگی آن کند که پیشینیانش کردند. اما در سوی دیگر ماجرا شاهد یک انتخاب هستیم، انتخاب سعید جلیلی معاون سابق اروپا و امریکای وزارت امور خارجه به سمت دبیری شورای امنیت ملی. به واقع معنای این انتخاب چیست؟ شاید با بررسی سوابق سعید جلیلی این سوال و پاسخ آن واضح تر گردد.
سعید جلیلی تحصیلات خود را در دانشگاه امام صادق(علیه السلام) و در رشته علوم سیاسی به پایان رسانده است، در حوزه اندیشه سیاسی اسلام مطالعات و تألیفاتی دارد، در دفاع هشت ساله ملت ایران فعالانه حاضر بوده ،عضوی از بدن خود را در این راه از دست داده است ، سالها در دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی حاضر بوده و اکنون در این حوزه و برمبنای ادبیات انقلابی نظریه پرداز است.
امروز جلیلی بر کرسی دبیری شورای عالی امنیت ملی تکیه زده است در حالیکه نه جزو حلقه صاحبان همیشگی پست و مقام بوده و نه به سبب قرابت سببی و نسبی با کسی برای این امر برگزیده شده است. او یکی از رویشهای انقلاب اسلامی است که بواسطه اصرارش بر مواضع انقلابی و آرمانی به این سمت برگزیده شده است. از این رو انتخاب او بی شباهت به انتخاب محمود احمدی نژاد نیست که تنها به جهت انقلابی گریش توسط ملت ایران برگزیده شد و حال آنکه نه تنها جزو حلقه صاحبان همیشگی پست و مقام نبود و از حمایت آنها بهره ای نبرده بود، بلکه به جهت آنکه جرأت کرده و پای در میدان رقابت با این حاضران همیشگی گذارده اینک مورد غضب آنها قرار می گرفت. 
احمدی نژاد و اینک جلیلی نماد جریانی هستند که در دوران انقلاب اسلامی بار اصلی مبارزه را به دوش کشیدند و در سالیان پس از انقلاب به دلیل اصرار بر آرمانهایشان پای در میدان جهاد گذاردند و از پرداخت هیچ هزینه ای حتی جان خویش دریغ نکردند. ولی با این وجود در سالیان پس از جنگ باز هم به جهت اصرار بر همین آرمانها از چرخه مدیران کلان جمهوری اسلامی کنار گذاشته شدند غافل از آنکه اداره جمهوری اسلامی بدون درک عمیق از انقلاب اسلامی امکان پذیر نبود ه و نمی باشد.
اما امروز شاهد جوانه زدن این جریان اصیل و انقلابی در سطوح کلان مدیریتی کشور هستیم. جریانی که نه تنها درک صحیح و عمیق از انقلاب اسلامی دارد بلکه بر مبنای همین درک در حوزه های تخصصی مدیریتی خود حرفهایی برای گفتن دارد و علی رغم همه بی مهری های سالیان گذشته اینک سکان اصلی مدیریت را در دست گرفته اند. هر چند این انتخاب خود جلوه ای از این جریان مبارک می باشد ولی همین اتفاق تحول مزبور را یک گام دیگر به پیش برد.
شاید اکنون بهتر بتوان به این سوال مهم پاسخ داد که اولویت با کدام است کار نظری یا ورود در حوزه اجرا و عمل ؟ انقلاب اسلامی امروز به یارانی نیاز دارد که بر مبنای نگاه انقلاب اسلامی نه تنها در حوزه های سیاست ،اقتصاد و فرهنگ به تولید نظریه رسیده باشند که خود توان اجرای آن را داشته باشند. نیاز امروز انقلاب اسلامی مدیرانی نظریه پرداز و انقلابی است،کمبودی که دولت نهم بطور جدی آنرا در غالب عرصه ها حس می کند ؛ فقدان مردان انقلابی اقتصاد و فرهنگ و سیاست.
علی نادری
...سعید جلیلی درسم را حذف کرد!
سال سوم درس تفسیر آیات سیاسی چهارشنبه 10-12 آمد؛ با همین قیافه ای که الان دارد. مظلوم و
سربه زیر، مرموز و موقر. ابهت خاصی داشت، پایش که می لنگید خیلی دوست داشتنی می شد.
با تبیین نظام فکری اسلام در چهار بخش هستی شناسی و انسان شناسی و جامعه شناسی و معرفت شناسی شروع کرد. با طمأنینه درس می داد و زیاد به دانشجویان سخت نمی گرفت. گوش می دادند یا نه کار خودش را با جدیت ادامه می داد....
ماه رمضان آن سال مشرف شدیم کربلا، غیبت ها را تا نهایت پرکرده بودم. دانشگاه امام صادق علیه السلام و سختگیری در حضور و غیاب کم از ارتش ندارد.
بچه ها به استاد گفتند رفته کربلا خواهشا غیبت نزنید. خندیده بود.
غیبت زده بود.
وقتی برگشتم گفتم: استاد چرا غیبت زدید؟ ما رفته بودیم کربلا!
باز هم می خندید، گفت کربلا رفتن مستحب است درس خواندن واجب اشتباه کردی رفتی.
درس را به هر ضرب و زوری بود حذف کردیم تا صفر نشود. ترم بعد ارائه شد باز هم دکتر سعید جلیلی!
باز هم خانواده ای در خیابان،سایت خانه کاریکاتور
ایران:
شکسته
پول هم می تونیم بدیم. جاری 3392 بانک مسکن شعبه قندی -عباس قاضی زاهدی
تلفن خانه کاریکاتور: 22868600
امروز مجلس شاهد نطق پیش از دستور آقا بوده است.
دكتر عماد افروغ با اشاره به ديدار اخير مقام معظم رهبري با تشكلهاي دانشجويي، پاسخ ايشان به سوال يكي از دانشجويان را موجب گشوده شدن بابي تازه بر تعامل رهبر و امت دانست و گفت: مقام معظم رهبري فضاي سياسي كشور را از سكوتي دردناك، رخوتي پنهان، ريا و تملقي روزافزون، انسدادي لطيف و پيچيده، محتواي انفعالي با قالب و ادبياتي تهاجمي و مصلحتگرايي شتابنده و فراگير نجات دادند.
جناب افروغ از اینکه خبر خروج کشور را از سکوت دردناک و ریا و تملق روزافزون و انسداد فضای سیاسی کشور می شنویم خوشحالیم!
یک مطلبی را به صورت یاداداشت در سایت مرکز اسناد منتشر کردم. خلاصه اش این است:
وزرات خارجه ما به دلیل حاکمیت نگاه علمی و روشنفکری غربزده از خود وزیر تا اکثریت معاونین و کارکنان در راستای اهداف و مقاصد انقلاب اسلامی گام مؤثری بر نمی دارد. لذا دیپلماسی فعالی که امروز شاهد آن هسیتم محصول تلاشهای و فعالیتهای یک نفره دکتر احمدی نژاد و برخی دوستان بدنه است.
مطمئنا دوستان هم فکر و هم جبهه در وضعیت مطلوب سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران شک ندارند و نیازی به شاهد آوردن از انواع و اقسام تأییدات از افراد ریز و درشت نیست.