بسم الله
دشمنان مشائی، دوستان اسرائیل!
استفاده از عبارات جنجالی و خلاف آمد عرف و ذهنیت مخاطب یکی از شایع ترین روشهای جذب مخاطب است. ارتزاق ژورنالیسم حرفه ای از بزاق مخاطب، گفته حکیمانه یکی از متفکرین معاصر است.
اما آن چه که نویسنده را بر آن داشت که از جمله بالا استفاده کند. ایجاد سوال در ذهن مخاطبی است که به قول قرآن در برخورد حضرت ابراهیم در شکستن بتان، باعث شد تا مشرکان به نفس خویش بازگردند و وجدان خود را قاضی کنند: فرجعوا الی انفسهم!
هر چند بر دوستان و اساتید و بسیاری منصفین پوشیده نیست که آن چه در جریان رسانه ای و سیاسی کشور می گذرد چیزی جز دعوای منافع و منفعت پرستی نیست اما تذکر و اشاره به آن مایه منفعت مومنین است.ان شاء الله
چند ماه از اظهارات آقای مشائی با مردم یا ملت اسرائیل می گذرد؟ آن همه اظهار نظر از علما و مراجع تقلید تا سیاسیون چپ و راست و نمایندگان مجلس و هر کس و ناکسی ! یادتان هست!
همه مشترکا معتقد بودند چنین حرفی غلط و منافی ارزشهای انقلاب و توهین به آرمان مردم فلسطین است. آن همه یقه درانی ها و نامه پراکنی ها و استفتائات و ناله سرایی ها را به خاطر دارید. سوال از رئیس جمهور را چه ؟ به نظر شما چرا صدایی از قم بلند نمی شود؟ چرا مجلس بیانیه نمی دهد؟ چرا روزنامه های دوم خردادی حرفی از مردم مظلوم فلسطین نمی زنند.
روی سخن من با دوستان به اصطلاح اصولگراست سایتهایی کذایی مثل فردا نیوز و الف، تابناک و .... آن همه دعوا و به سر زدن ها کجا رفته است. مگر این اسرائیل بد همان اسرائیلی نیست که آقای مشائی از آن حمایت کرده است؟
دف زدن اسرائیلی ها بر جنازه های فلسطینی
نکته دیگری که در این زمینه می خواهیم از مشائی کمک بگیریم و برگ غم انگیزی از داستان غزه را ورق بزنیم، داستان دف زنی و مراسم توهین به قرآن است. شاید یک ماه از این ماجرا نگذشته باشد.
علمای ما چنین توهینی را به قرآن بی سابقه خواندند و باز هم آه و افغان از اینکه چرا مشائی را عوض نمی کنید قرآن محترم شمرده نشد و تخفیف شد و هزار مصیبت سرایی دیگر..
یک سوال آیا مسلمان غزه که به دست دشمن ترین انسانها به اسلام نسل کشی می شوند مهمترند یا
یک اتفاق احمقانه در یک همایش داخلی. کسی در این بیان نمی خواهد آن کار کذایی را تایید کند ولی یک سوال مسئله غزه و جنایات اسرائیل در چه درجه ای از اهمیت قرار دارد که علما و مراجع ما نسبت بدان روزه سکوت گرفته اند؟
علت این مسئله را در کجا باید جستجو کرد. آیا سادگی و نداشتن تحلیل و نشناختن درست زمان باعث این تناقضات و افتضاحات نیست؟ علما و مراجع تقلید ما به دلایل مختلف از جمله همراهان و یاران ناآگاه و منحرف از درک اولویت های اجتماع مسلمین در ایران و جهان ناتوان هستند و این مسئله را در موارد مختلف به اثبات رسانده اند. این تناقضات را می توان در سکوت دفاتر و علما در دوره دوم خرداد و توهین های مکرر به اسلام و باز شدن نطق مخالفت و اسلام پناهی شان در این روزهای دولت نهم یاد کرد. جز
چند آیت الله محدود از قم چه کسانی در برابر تیشه به ریشه اسلام زدن سخن گفت و اشاره ای کرد؟ هیچ کس. جای فکر کردن ندارد حضرت آیت الله مصباح یزدی حفظه الله خودش یکه و تنها به میدان آمد و در تریبون نماز جمعه سعی کرد به این هجمه جواب دهد و خود را برای حفظ اسلام به معرض تهمت و افترا فحاشی گذاشت ولی اجازه نداد صدای اسلام خاموش شود.
امروز هم در موارد مختلف مانند غزه، ناصبی های فلسطینی خونشان مباح اسرائیلی هاست تا مراجع تقلید ما صدایی و ندایی ازشان بلند شود . ما متاسفیم که اسلام آمریکایی تبدیل به جن وحشتناکی شده است که هر کس می خواهد آن را پیدا کند به دنبال وهابیت و عرفان های نوظهور و افتضاحاتی می رود که هیچ کس در منافاتشان با اسلام شکی ندارد. نه اینگونه نیست ما امروزه درون قم درون حوزه های علمیه مان شاهد اسلامی آمریکایی و اسلامی بی خیال و اسلامی سرد و ساکت هستیم که نه ناله های زنان فلسطینی آنها را بیدار می کند و نه عربده های مستانه شیطان در ربودن ذهن و اندیشه نسل جوان و نوجوان ما!
باز هم باید تاکید کرد که منافی حرکات هشیارانه نسل جوان حوزه هم نیستیم که همین دیروز تجمع در برابر سفارت مصر و عربستان را عهده داشت امیدواریم که یک روز هم یک تجمع و یک دیداری با علمای قم داشته باشند بلکه آن ها را نیز در برابر این جنایات از سکوت دلخراش و ناامیدکننده شان خارج کنند.
بله متاسفانه جهالت نخبگان مذهبی و رذالت نخبگان سیاسی چنان بلایی سرمان آورده است که مرگ تدریجی یک میلیون و نیم آدم در یک سرزمین اسلامی از وحدت ملی و نجات ملی انتخابات آینده مهمتر نیست.
از ناله نویسی چندان دل خوشی نداشته و ندارم اما چه کنیم که گوشهایمان برای شنیدن صدای مظلومان سنگین شده است.
+
نوشته شده در نوزدهم آذر 1387ساعت 18:16 توسط مجید بذرافکن
|
مادر این بچه را کسی ندیده است؟!

این مطلب سال گذشته به همین مناسبت در وبلاگ کافه اندیشه منتشر شده بود که متاسفانه توسط نویسنده وبلاگ حذف شده است.
+
نوشته شده در چهاردهم آذر 1387ساعت 21:3 توسط مجید بذرافکن
|
بسم الله
چرا ما به غزه کمک نمی کنیم؟
1. چون کردان وزیر کشور ما بود؟
2. چون پشت سر قرآن دف زدند؟
3. چون طرح تحول اقتصادی باید به امضای آقای توکلی برسد ؟
4. چون هاشمی مطیع رهبری است؟
5. چون استراتژی دفاعی ما بعد از هم مرز شدن با آمریکا عوض شده است؟
6. چون مشایی دوست اسرائیل است؟
7.چون مملکت به صورت صدقه ای اداره می شود؟
8. چون قالیباف شهردار تهران شده است؟
9. چون مجله شهروند سیاه نمایی می کند؟
10.چون احمدی نژاد زشت است؟
11. چون دوربین های امنیت اجتماعی کار خوبی نیست؟
12. چون احمدی نژاد به آمریکا نامه نوشته است؟
وووو
این جوابهای بی ربط را می توان بیش از حد ادامه داد ولی قطعا مخاطب هوشیار متوجه است که هیچکدام از اینها دلیل عدم کمک ایران اسلامی به غزه نیست و لی همه اینها نیز هست. وقتی مسئله جمهوری اسلامی ایران که مرکز خیمه مبارزه نظام سلطه است چنین مسائلی است چه انتظاری وجود دارد. زمانی خاکریز مبارزه انقلاب اسلامی خیابانهای لندن بود: تظاهرات چند ده هزار نفری مسلمانان که سلمان رشدی را محکوم به اعدام می کردند و تمام مرزهای سیاسی و اعتباری در نوردیده شده بود.
اما امروز مسئله اول کشور ما انتخاباتی است که در پی است. مسئله کشور ما دیگر منادی یاللمسلمین نیست. مسئله اصول نماگرایان ما کودکان گرسنه آفریقایی نیستند. مسئله حزب اللهی های ما روسپیان بی نوای شرق آسیا نیستند. امروز مسئله ما زنان و دختران هتک حرمت شده عراقی نیستند.
امروز آرمان گرایان ما دیگر آرمانی ندارند، احمدی نژاد رئیس جمهور شده است و آرمانها تمام شده اند......
البته شدت تکرار بی هنر این عناوین، کاری کرده است که دیگر رگ غیرت و حمیتی از شنیدن تجارت زنان و مواد مخدر در جهان بر نمی آشو. تورم داخلی چشم ما را کور کرده است و کار فرهنگی ضعیف دولت نهم باعث شده تا ما از احمدی نژاد ناامید شویم و به گوشه ای بخزیم و منتظر صاعقه ای برای ریشه کنی این بلیه عظمای الهی باشیم.
ما دیگر انقلابی نیستیم ما دیگر بسیجی نیستیم. ما دیگر نمی خواهیم نظام های مبتنی بر لیبرالیسم و صهیونیزم را نابود کنیم، دیگر ما در پی تشکیل امپراتوری بزرگ اسلامی نیستیم، ما دیگر نمی خواهیم خواب راحت را از چشم مستکبران بگیریم...
این سخنان به گوشتان آشناست:
بـسـيـج بايد مثل گذشته و با قدرت و اطمينان خاطر به كار خود ادامه دهد. امروز يكى از ضـرورى تـريـن تـشـكـل هـا، بـسـيج دانشجو و طلبه است . طلاب علوم دينى و دانشجويان دانشگاه ها بايد با تمام توان خود در مراكزشان از انقلاب و اسلام دفاع كنند،
فرزندان بـسـيـجـى ام در ايـن مـراكز، پاسدار اصول تغيير ناپذير (نه شرقى و نه غربى ) بـاشـنـد. امـروز دانـشـگـاه و حـوزه از هـر مـحـلى بيشتر به اتحاد و يگانگى احتياج دارند. فـرزنـدان انـقـلاب بـه هـيـچ وجـه نـگـذارنـد ايـادى آمـريـكـا و شـوروى در آن دو مـحـل حـسـاس نـفـوذ كـنـنـد. تـنـهـا بـا بـسـيـج اسـت كـه ايـن مـهـم انـجـام مـى پـذيـرد.
و مـسـائل اعـتـقـادى بـسـيجيان به عهده اين دو پاسگاه علمى است . حوزه علميه و دانشگاه بايد چـهـارچـوب هـاى اصـيل اسلام ناب محمدى را در اختيار تمامى اعضاء بسيج قرار دهند.
بايد بـسـيـجيان جهان اسلام در فكر ايجاد حكومت بزرگ اسلامى باشند و اين شدنى است ، چرا كـه بـسـيج تنها منحصر به ايران اسلامى نيست ، بايد هسته هاى مقاومت را در تمامى جهان بـه وجـود آورد و در مـقـابـل شـرق و غـرب ايـستاد.
شما در جنگ تحميلى نشان داديد كه با مديريت صحيح و خوب مى توان اسلام را فاتح جهان نمود. شما بايد بدانيد كه كارتان به پايان نرسيده است ، انقلاب اسلامى در جهان نيازمند فداكارى هاى شماست ؟ مسؤ ولين تـنـهـا بـا پشتوانه شماست كه مى توانند به تمامى تشنگان حقيقت و صداقت اثبات كنند كـه بـدون آمـريـكـا و شـوروى مـى شـود بـه زندگى مسالمت آميز تواءم با صلح و آزادى رسيد. حضور شما در صحنه ها موجب مى شود كه ريشه ضدانقلاب در تمامى ابعاد از بيخ و بن قطع گردد.
مـن دسـت يـكـايـك شـمـا پـيـشـگامان رهايى را مى بوسم و مى دانم كه اگر مسؤ ولين نظام اسـلامى از شما غافل شوند، به
آتش دوزخ الهى خواهند سوخت . بار ديگر تاكيد مى كنم كـه غـفـلت از ايـجـاد ارتـش بـيـسـت مـيـليـونـى ، سـقـوط در دام دو ابرقدرت جهانى را به دنـبال خواهد داشت .
بخشی از پیام امام در سالگرد بسیج مستضعفین
مرتبط:
السلام علی الرضیع الصغیر
+
نوشته شده در سوم آذر 1387ساعت 6:16 توسط مجید بذرافکن
|